تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
از « 1 » بصوت حزين مىرود طبيب فاضل سر از پاى خبر ندارد و مىخواند :
سركه ز سودا تهيست لايق سنگست * همچو سبويى كه پر شراب نباشد
چون مجال كتابت تنگ شد هرچند عرصه كتابت فراخ است و ليس الخبر كالمعاينة و السّلام « 2 » .
هامش
( 1 ) در اين موضع دو كلمه خوانا نيست ظاهرا نقرص و طنين خوانده مىشود . ( 2 ) متن اين صفحه جداى از متن قبلى و بعدى است و نوشته شخص ديگرى است بدون ذكر نام مولف .