نيستند بلكه در ضمن شاهنامه بعد از داستان رستم و سهراب يا بيژن و منيژه كتابت شدهاند . كاتبان به ناچار براى الحاق و سازگار كردن اين داستان با شاهنامه ، مقدمهء آن را كه در ستايش خداوند و پيامبر اكرم است ، حذف كردهاند . در برخى از دستنويسهاى مستقل نيز بخش اخير داستان رستم و سهراب را در آغاز منظومه افزودهاند . شايد به اين نيّت كه خوانندگان گمان برند كه اين منظومه دنبالهء داستان رستم و سهراب و بخشى از شاهنامه است . « 1 » به همهحال دستنويسهايى كه نگارنده آنها را از رهگذر فهرست كتابخانهها و برخى مآخذ ديگر شناسايى و يا در تصحيح از آنها استفاده كرده است ، به قرار زير است :
1 . دستنويس انستيتو خاورشناسى فرهنگستان علوم شوروى به نشان
S . 1654
مورّخ 849 . نسخهاى از شاهنامه است كه داستان برزو را پس از بيژن و منيژه افزودهاند . اين كهنترين دستنويس شاهنامه است كه داستان برزو را به آن الحاق كردهاند . رجوع شود به شاهنامه چاپ خالقى مطلق ، ج 3 ، ص 397 حاشيه .
2 . نسخهء كتابخانهء سلطنتى مادريد ، مورّخ 901 به نشان
II - 3218
دستنويسى از شاهنامه است كه چندين داستان الحاقى دارد . دكتر خالقى دربارهء آن مىنويسد : « . . .
در اين دستنويس به داستان جمشيد كه رسيده ، داستان آشنايى جمشيد با دختر شاه زابل را از گرشاسپنامهء اسدى گرفته و به شاهنامهء فردوسى افزوده است . . . و در پايان داستان سهراب بخشى از برزونامه و در داستان بهمن بخشى از بهمننامه . . . » . « 2 »
3 . نسخهء كتابخانهء ريلند منچستر به شمارهء ثبت 841 ، داراى دو بخش برزونامه و مورّخ 1085 است . « 3 »
4 . نسخهء كتابخانهء واتيكان ، آقاى هنوى در مقالهء « برزونامه » در دائرة المعارف اسلام
( EI 2 )
و ايرانيكا به نقل از فهرست آن كتابخانه ( نوشتهء فوندوسپات ، ش 652 ) به
هامش
( 1 ) . اين امر در منظومههاى حماسى بىسابقه نيست . براى نمونه در آغاز يكى از منظومههاى فرامرزنامه بيش از صد بيت از شاهنامه را افزودهاند . ( فرامرزنامه ، صص 157 - 165 و شاهنامه ، چاپ مسكو ، ج 4 ، صص 22 - 31 ) .
( 2 ) . گلرنجهاى كهن ، ص 167 ، 170 .
( 3 ) . « پژوهشى در برزونامه » ، مجلهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى مشهد ، ش 104 ، ص 18 .