و شكست خورده به توران مىگريزد .
كيخسرو يك ماه در سيستان به سر مىبرد و فرمانروايى غور و هرى را به برزو مىدهد و
سر ماه هنگام بانگ خروس * ببستند بر كوههء پيل كوس
دو منزل سپهبد جهانپهلوان * همى رفت با شاه روشنروان
جهاندار رستم هم آنجا بماند * خود و نامداران ز زاول براند
* * * در هفت نسخه از چهارده نسخهء شناخته شده از برزونامه ، داستان در اينجا خاتمه يافته است . سياق عبارت هم به خوبى پايان يافتن داستان را نشان مىدهد . امّا در تعدادى از دستنويسها ، بعد از اين بيتها بدون هيچگونه عنوان يا نشانهء تفكيكى ، داستان ادامه مىيابد ، بىآنكه موضوعات آن ارتباطى با داستانهاى قبلى داشته باشد :
جهانديده دستان به زابل بماند * خود و مهتران سوى ايران براند
به همراه او رستم و سركشان * فرامرز و برزوى و گردنكشان
به ره سربهسر عيشساز آمدند * به دامان كوهى فراز آمدند . . .
چنانكه ملاحظه مىشود ، بيت نخست ، همان بيت پايانى بخش اوّل است كه در نسخههايى كه هردو بخش برزونامه را دارند ( نسخههاى بزرگ ) به صورت فوق تغيير كرده است . كاتب يا جامع نسخهء بزرگ ، چون مىدانسته كه يكى از قهرمانان داستانهاى بعد رستم است ، « جهاندار رستم » را به « جهانديده دستان » تغيير داده است تا رستم را همراه كيخسرو راهى ايران كند و داستان با قهرمانى رستم و برزو در بخش دوم ادامه يابد .
اصالت و قدمت داستان برزونامهء كهن
محققانى كه دربارهء قدمت برزونامه اظهارنظر كردهاند ، يكى ژول مول است كه به نظر او برزونامه :