تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

ادب ديگر

آنكه آرزويى كه او را بود ازو دريغ ندارند تا از بهر ميراث و رفع تنگنايى مرگ پدر نخواهد . و بزرگترين حقّ پدر را نسبت با فرزند آنكه او را مؤدّب و باخرد و شرمناك برآرد . چه اگر پدر مايهء خردش نياموزد روزگارش بياموزد . كما قال الحكماء : « من لم يؤدب الولد يؤدبه الليل و النّهار » .

ادب ديگر

تو حقّ پدر به‌جاى آر كه فرزند خود چنان زيدكش فرستاده‌اند . غم بسيار براى ضبط حال او بر جان خويش منه و به قدر وسع و قدرت خويش شفقت پدرى به تقديم رسان و بعد از آن كار او را به خدا گذار .

قطعه

غم فرزند خوردن از جهل است * كه خدا اين و آنش مىندهد كردگارى كه آفريد او را * مىتواند كه جانش مىندهد از كمال كرم چو جانش داد * نكند آنك نانش مىندهد
بدان كه مردم چون از عدم به‌وجود آيند خلق و سرشت هريك با او بود . امّا از بىقوّتى و عجز به ظهور نپيوندد . پس هرچند بزرگتر مىشوند به قدر ترقّى جسم و روحشان قوى مىگردد و سرشتشان به ظهور مىآيد تا