ضبط كنند تا بر يك نوع طعام ادنى اكتفا نمايد ، و به طعام لذيذش حريص نسازند ، و به نان تهى خوردنش گاهگاه معتاد گردانند .
ادب ديگر
آنكه غذاى شام طفل از غذاى چاشت او مستوفاتر گردانند . چه اگر چاشت زيادت خورد كاهل شود و اين صورت سبب كسالت و كودنت .
و اگر گوشتش كمتر دهند سبب تزايد حدّت ذهن و نشاط قلب گردد .
و نوعى كنند كه عادت نمايد بر آنك در ميان طعام آب نخورد .
و نبيذ و شرابهاى مسكرش ندهند . چه ارتكاب شخص بر شرب خمر در صغرسن دوام غضب و لزوم وقاحت و كثرت كلام بود از ايّام شباب و كبرسن .
ادب ديگر
آنكه به مجلس شرابخوارانش نگذارند ، و از سخنهاى زشت شنيدن و لهو و مسخرگيش احتراز فرمايند .
و تا زمانى كه از وظايف ادب فارغ نگردد طعامش ندهند . و از خواب روزش منع كنند .
ادب ديگر
آنكه از جامهء نرم و اسباب تمتّع و نازكيش ممنوع گردانند تا به درشتى و زحمت برآيد .
و از مفاخرت با اقران و بنى نوع خويش به نسب و مال و مآكل و ملابس و ستايش خويش و تغلّب بر زيردستانش منع كنند . « 1 »
هامش
( 1 ) - اصل : كند .