طرفين « 1 » آن بدين نوع باشد اقدام نمايد « 2 » ؟
كدام دليل روشنتر از اينكه هر جا عروسيى يا سماعى « 3 » يا جمعيّتى باشد مشتمل
هامش
-جهنّمى و هجاگو عُبَيدِ زاكانى * مُقَرَّر است به بىدولتىّ و بىدينى
اگرچه نيست ز قزوين و روستازاده است * وليك مىشود اندر حديث قزوينى .( 1 ) . احد طرفين آن ، يكى از هر دو طرف آن ؛ هر يك از دو جهت آن .
( 2 ) . عبيد ، با مهارت تمام ، در اين بند ( - پاراگراف ) يك قياس ذو حدّين ( -Dilemmatic) تشكيل داده ، و با طنزى ماهرانه « مردانه كشتن » و « مردانه كشته شدن » هر دو را محكوم مىكند .
( 3 ) . سماع ، به فتح اوّل - شنيدن ؛ آواز و سرود ( برهان قاطع ؛ غياث اللغات ) ، و در اصطلاح تصوّف ، عبارت از وجد و سرور و پايكوبى و دستافشانى عارفان و صوفيان به تنهايى يا به همراهى گروهى ، با آداب و تشريفات ويژه است ( هجويرى ، كشف المحجوب ، 9 - 508 ، روسيّه ؛ سرّاج ، اللّمع ، 193 ، نيكلسون ) . و در باب شرايط آن و نيز حرام و مباح بودن آنها ( - غزّالى ، احياء علوم الدّين ، 2 / 288 - 292 ؛ عزّ الدّين محمود كاشانى ، مصباح الهدايه . 188 ، چاپ استاد همايى ) . مولوى گويد ( مثنوى ، 1 / 26 ، علاء ) :بر سماعِ راست هر تن چير نيست * طُعمهء هر مرغكى انجير نيست .حافظ گويد ( ديوان ، 22 ، قزوينى ) :مطرب چه پرده ساخت كه در پردهء سماع * بر اهلِ وجد و حال دَرِ هاى و هو بِبَست .عبيد در تعبير خود ، ظاهرا هر دو معنى لفظى و اصطلاحى كلمه را مراد كرده است . براى اطّلاع بيشتر ، - على اصغر حلبى ، شناخت عرفان و عارفان ايرانى . 156 - 176 ، چاپ سوم ، انتشارات زوّار تهران ، 1367 ه . ش . سعدى گويد ( كليّات ، « مواعظ » ، 788 ، فروغى ) :مُطرِبان رفتند و صوفى در سَماع * عشق را آغاز هست انجام نيست . . .
از هزاران در يكى گيرد سَماع * زانكه هركس مَحرَمِ پيغام نيست