در نمىآيد سبك انشاء و نگارش آنان نيز دريافتنى و بقاعده نيست . نامهء نخستين از شيخ شهاب الدّين قلندرنامى است به ابو الحسن قلندر خراسانى ، كه گويا هر دو تن برساخته است از قبيل اينكه خود عبيد جاى ديگر ريش را از راه طنز خ ابو الپشم خ و خ ابو المحاسن ناميده است .
نامهء دوم جوابى است از قلندر مخاطب يعنى ابو الحسن قلندر ، ولى با انشاى خ مولانا جلال الدّين بن هشام الهروى . اين هر دو قلندر خيالى با سخنان خندهانگيز بىمعنى و مفهوم ، به شيوهء عبارات برخى از عارفان و درويشان كه مفهوم عوامّ نيست يك ديگر را مخاطب ساختهاند و گاه به نظر مىآيد كه يكديگر را به ريشخند گرفتهاند .
تاريخ نوشته شدن اين دو نامه شناخته نيست .
بايد اينجا يادآورى كرد كه رسالهء اخلاق الاشراف و ريشنامه و صد پند و ده فصل و اشعار هزليّه و رسالهء دلگشا و همين مكتوبات قلندران را نخستينبار مسيو فرته ( ؟
Frete
) از خاورشناسان فرانسوى در مجموعهيى بنام « منتخب لطائف عبيد زاكانى » بسال 1303 قمرى در استانبول چاپ كرد ، و پس از آن مكرّر از روى آن چاپهايى در ايران و خارج شده است .
8 . موش و گربه ،
چكامهيى است بر وزن بحر خفيف « 1 » ، در بيان تزوير و رياكارى گربهيى از گربكان كرمان و زاهد و عابد شدن او پس از سالها دريدن موشان ، كه با لحنى طنزآميز و همراه با زبان مطايبه و شوخى ، و با مهارتى شگفت پرداخته شده است . تجزيه و تحليل اين داستان لطيف در مقدّمهء آن خواهد آمد .
3 . رسالهء اخلاق الاشراف
اگر عبيد در بيان نقطههاى ضعف دينى و سياسى و اجتماعى سخت چالاك بوده نهايت استادى او در بيان اخلاق مردم روزگار خود اوست : اين بيان شاه و گدا ، ديندار و
هامش
( 1 ) . راجع به شرح اين بحر و زحافهاى هفتگانهء آن ، - شمس قيس رازى ، المعجم فى معايير اشعار العجم ، 141 - 130 ، چاپ علّامهء قزوينى ، چاپ بيروت 1909 .