دو را درهم مىآميزند ، و از اين طريق شيطان بر دوستان خود مستولى مىگردد « 1 » .
2 . اخوان الصفاء ، دربارهء انواع منامات [ - خوابها ] بحثى كردهاند و آنها را شش قسم دانستهاند ، و آنگاه دربارهء هر يك از آنها سخن گفتهاند . از جمله دربارهء « اضغاث احلام » مطالبى نوشتهاند كه با آنچه پيش از اين گفتيم چندان تفاوتى ندارد . « 2 »
3 . بابا افضل كاشانى مرقى ( وفات ، حدود 664 ه . ق . ) از جملهء « نصايحى » كه به « اهل حكمت » مىگويد ( مصنّفات ، « تقريرات و فصول مقطّعه » ، 2 / 52 ، مينوى - مهدوى ) مىنويسد :
« و بر تن خويش زياده از توانايى خويش تكليف نكند ، و در آنچه دريافتن آن مستحيل باشد سعى ضايع ننمايد ؛ و در همه حال راستى گزيند تا درست انديشه باشد و خوابى كه بيند از اضغاث احلام نباشد » .
4 . ابن تيميّه ( وفات ، 728 ه . ق . ) از ابن فارض شاعر عارف ( وفات ، 632 ه . ق . ) كه ظاهرا سرانجام به مذهب سلف بازگشته - به ادّعاى ابن تيميّه - نقل مىكند ( نقض المنطق ، 62 ، چاپ جماعة انصار السّنّة النبويّة ، 1370 ه . ق . ) :
ان كان منزلتى فى الحبّ عندكم * ما قد لقيت فقد ضيّعت احلامى
امنيّة ظفرت نفسى بها زمنا * و اليوم احسبها اضغاث احلام
اگر پايگاه من در عشق نزد شما آن باشد كه دريافتهام در واقع آرزوهاى خود را بر باد دادهام ؛ روزگارى به آرزوى خود نايل گشتم ، ولى امروز آن را چون خوابهاى پريشان مىپندارم . در ديوان ابن فارض ( 237 ، بيروت ، 1904 ، المطبعة الادبيّه ، امين الخورى ) ، به جاى « لقيت » « رأيت » و به جاى « نفسى » ، « روحى » دارد .
5 . غزّالى ( وفات ، 505 ه . ق . ) گويد ( فضايل الانام ، 10 - 11 ، اقبال آشتيانى ) :
« . . . امروز كار بجايى رسيده است كه سخنهايى مىشنوم كه اگر در خواب ديدمى گفتمى اضغاث احلام است . »
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، 3 / 281 - 282 ، محمد ابو الفضل ابراهيم .
( 2 ) . رسائل ، 4 / 89 - 97 و 101 - 103 .