نيست « خندهء ترحّم و استهزايى است كه از سراپاى آن حسّ انتقامخواهى نمايان است » « 1 » و خلاصه نبايد چنين نويسندهء زبردست بزرگ را در شمار هزّالان و هجوگويان شمرد ، زيرا كه « نه به هجو احدى پرداخته و نه غرض او در مطايبات و رسائل شيرين خود بردن عرض و آبروى كسى يا تهديد ديگران براى جلب منفعت و استيفاى منظورهاى مادّى و شخصى بوده است . » « 2 »
اينك آثار هزلى عبيد را بررسى مىكنيم :
1 . اخلاق الاشراف .
رسالهيى است به نثر . گاهى بمناسبت ، اشعار خود يا ديگران را نيز در ضمن بيان مطالب مىآورد . عبيد اين كتاب را به سال 740 ه . ق . نوشته است . در اين كتاب عبيد آشكارا و بىهيچ ابهامى از نظام اجتماعى روزگار خود عيبجويى مىكند و از نابسامانى عصر پرده برمىدارد . و براى اين كار اخلاق فيلسوفان و مردمان گذشته را با عنوان خ اخلاق منسوخ يا خ مذهب منسوخ با اخلاق يا خ مذهب مختار مردم روزگار خود مىسنجد . براى اين كار عبيد از ريشخند ، طنز و گاهى زشتگويى نيز نمىهراسد . چون دربارهء محتويات اين رساله پس از اين بتفصيل بحث خواهيم كرد ، اينجا چيزى نمىگوييم .
2 . تعريفات ،
كه چون ده فصل دارد آن را ده فصل هم مىنامد . در اين رسالهء كوچك عبيد واژههاى مصطلح ميان مردم را دستهبندى كرده و براى هر يك از آنها تعريفهايى از خود نوشته كه با وجود كوتاهى آنها هر يك باندازهء يك مقالهء بزرگ مؤثّر و نافذ است . او با تعريفهاى خ آكادميك « 3 » فرهنگها يا تعبيرات جامع و مانع منطقيان سروكارى ندارد ، بلكه تعريف آنها را بطوريكه آن واژهها در دل و ذهن خود او و مردمان آگاه عصر او معنى يافته و تجسّم پذيرفتهاند بيان مىكند و در اين راه نيز از افزار هميشگى خود طنز و ريشخند و استهزاء تند سود مىجويد . و براستى هر كس كه اهل انديشه و احساس باشد و بويژه از تاريخ آن روزگار و پريشانى اوضاع آن عهد و
هامش
( 1 ) . اقبال ، عبّاس ، 19 ، « مقدّمهء » كلّيّات .
( 2 ) . همانجا ،
( 3 ) .. Academic.