وجهه « 1 » بدر برد « 2 » . بخت النّصر « 3 » تا دوازده هزار پيغمبر را در
هامش
- وى گذشته از اينكه خود بىآلايش و ساده زندگانى مىكرد ، مردم را نيز به سادگى مىخواند .
چنان كه وقتى مسلمانان كوفه كه در خانههاى محقّر و ساختهء از نى مىزيستند ، از وى اجازه خواستند كه منزل از خشت برآورند ، وى در جواب نوشت كه : « لا تطاولوا فى البنيان » در ساختن خانه خودنمايى و زيادهروى مكنيد . و نيز هنگامى كه شنيد سعد بن ابى وقّاص ( وفات ، 55 ه . ق . ) در كوفه قصرى برآورده ، نامهيى اعتراضآميز به وى نوشت و دستور داد تا در آن قصر را پاك بسوختند تا ميان او و مردم فاصله و جدايى نباشد ، - تاريخ طبرى ، 4 / 191 - 193 ، چاپ اروپا ؛ فروزانفر ، شرح مثنوى شريف ، 1 / 511 . مولوى هم در مثنوى ( 1 / ابيات 3 - 1392 ، نيكلسن ) به اين سادگى اشاره كرده است :قوم گفتندش كه او را قصر نيست * مر عُمَر را قَصْر جانِ روشنى است
گرچه از ميرى ورا آوازهيى است * همچو درويشان مر او را كازهيى است( كازه : خانهء نئين و سرپناه خرد و محقّر را گويند ) .
( 1 ) . كرّم اللّه وجهه ، جملهء فعلى دعايى است ، يعنى خداى روى ( ذات ) او را گرامى دارد ! مترجمان تفسير طبرى ( 1 / 1798 ، يغمايى ) در تفسير آيهء 275 از سورهء بقره ( 2 ) آرند « سبب [ نزول ] اين آيت آن بود كه امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب - كرّم اللّه وجهه - چهار درم داشت : يكى به شب بداد ، و يكى به روز بداد ، و يكى اندر نهان بداد ، و يكى آشكارا بداد . ايزد تعالى آن از وى بپسنديد و بر وى ثنا كرد ، و اين آيت بفرستاد :الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ». اين تعبير را بيشتر اهل سنّت پس از نام آن حضرت مىآورند ؛ و شيعه معمولا « عليه السلام » گويند . نصر اللّه منشى در كليله ( 236 ، مينوى ) آرد « . . . و امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه مىگويد : لا رأى لمن لا يطاع » .
( 2 ) . بدر بردن ، خارج ساختن . سعدى گويد ( كلّيّات ، بوستان ، 315 ، فروغى ) :نديدم به مردانگى چون تو كس * كه جنگآورى بر دو نوع است و بس :
يكى پيشِ خصم آمدن مردوار * دُوُم جانِ بِدَر بُردن از كارزار( 3 ) . بخت نصّر ( به تشديد ص و تخفيف آن ، معرّب- Nebuchadnezzar.