زبان عربى مىپردازد . ايشان از خاطرات زمان كودكىاش مىگويد : « درست به خاطر دارم در اوقاتى كه با بچههاى هم سن و سال خود بودم ، مثل آنها تفريح و گردش نمىكردم ، بلكه بيشتر مشتاق بودم تنها باشم تا بتوانم فكر كنم ، زيرا گمشده اى در وجود خود احساس مىكردم حتى اگر در مجالس عمومى مىرفتم ، باز در حال تفكر بودم ، و در مقام اين كه پا از جاده شريعت بيرون نگذارم . » هنگامى كه بيستساله مىشود به سبب شوقى كه با كسب دانش داشته است به تحصيل فقه و اصول و تفسير و علم حديث مىپردازد . خود ايشان در اين مقوله مىگويد : « همواره لطف پروردگار بدرقه راه من بود و حين تحصيل گاهى حالات خوش و نورانى نصيبم مىشد . » وى در همين ايام به حكمت و فلسفه روى آورد و ديرى نمىگذرد كه ذوق عرفانى در او پديده آمده و به طى مراحل و منازل سير الى اللّه مىپردازد .
اما روح تشنه او نيز در جستوجوى محبوبى است كه سالها سراغ از او مىجست و خود مىگفت : « هيچ بدبختى بالاتر از اين نيست كه آدمى از محبوبش دور باشد . » بانو امين براى مصونيت از تعرض آلودگى جوّ بىحيايى و بىحجابى دوران پهلوى ، همه اين دروس را در خانه تعليم گرفت . آن بانوى عارف به نفحات رحمانى ، در راه كسب علم با جديت استقامت ورزيد . او خود نقل مىكند كه وقتى به مطالعه مشغول مىشد ، بارها نزديكان و خويشاوندان او را ملامت مىكردند كه آنچه مىكنى جز بطالت و كسالت نيست و او تمامى اينها را براى رضاى دوست تحمل مىكرد و با وجود فضاى حاكم بر جامعه و ملامتهاى اطرافيان ، مؤمنانه به راه خود ادامه مىداد و چنين بود كه درهاى حكمت به رويش گشوده شد .
در مورد آموختن علوم و كسب معارف ، اين بانوى فاضله چنين اظهار مىدارد : « در نوشتههايم كمتر از امور خارجى كمك گرفته ام . نمىگويم كه از غيب خبر دارم . اما اغلب معنويات و معارف را از استاد فرا نگرفتهام و غالب نوشتههايم با ارشاد و كمك « او » بوده است » .
جديت اين حكيم الهى در امر تحصيل به حدى بود كه مىگفت : « هيچچيز نمىتواند كلاس درس را تعطيل كند ، حتى مرگ فرزند » . يكى از اساتيد بانو امين ، مرحوم آيتاللّه حاج مير سيد على نجفآبادى نقل كرده است : « روزى شنيدم فرزند ايشان فوت شده است . فكر كردم خانم ديگر درس را تعطيل خواهد كرد ، ولى برعكس دو روز بعد كسى را به سراغم فرستاد كه براى تدريس به منزل ايشان بروم و من از اين علاقه ايشان به تدريس و
بانوان عالمه و آثار آنها ( فارسي ) — صفحة 55
مساهمون: مركز مديريت حوزه هاى علميه خواهران
ص٥٥