آمنه بيگم زنى پرهيزگار و مجتهد بوده است . آقا احمد بهبهانى « 1 » او را « فاضلهء مقدسهء مجتهده » مىنامد و صاحب رياض نيز از او اينگونه ياد مىكند : « آمنه . . . فاضله عالمه صالحه متقيه است . . . شنيدهام همسرش با همه فضل و دانشى كه دارد بعضى از مشكلات قواعد علامه حلّى را از او استفسار مىكند . آمنه خاتون خواهر استاد استناد ما ( علامه مجلسى ) مدّ ظلّه است . » با توجه به اينكه صاحب رياض اين مطلب را در زمان حيات استاد خود ، علامه مجلسى دوم نوشته ، مؤيد آن است كه آمنه بيگم قبل از اين تاريخ هم صاحب فضل و كمال بوده است .
مؤلف رياحين الشريعة به استناد يك نسخه خطى رياض العلماء ( موجود در كتابخانه ملك ) ، دو اثر به آمنه بيگم نسبت مىدهد : شرح الفيه ابن مالك و ديگر شرح شواهد سيوطى . مؤلف رياض الجنه نيز ضمن تمجيد فضائل و كمالات وى مىنويسد كه كتابى بسيار خوب در فقه تا پايان عبادات تأليف كرده است .
علاوه بر اين ، وى در گردآورى اخبار بعضى از مجلدات بحار الانوار به برادرش نيز كمك مىكرده است . بعدها نيز همسرش با همهء علم و فضلى كه داشت در حل بعضى از مسائل علمى با وى مباحثه و مذاكره مىنمود . مرحوم آيتاللّه بروجردى كه از نوادگان بزرگ آمنه بيگم بود در رسالهاى كه راجع به سلسله خاندان خود و انتساب آنها به خاندانهاى علمى شيعه نوشته ، به دستخط جد اعلايش ، سيد محمد طباطبايى اصفهانى در پايان رساله خطى مواليد پيغمبر و ائمه عليهم السّلام ، پس از نقل داستان ابن قولويه راجع به بازگرداندن حجر الاسود توسط قرامطه به مكه معظمه و نصب آن در جاى خود نوشته است : « اين داستان از جدهام ، ثقه عالمه فاضله زاهدهء عابده ، آمنه ، از پدرش علامه مولى محمد تقى مجلسى نقل شده است . » اين مطلب مبيّن آن است كه آمنه بيگم چه پايگاه والايى در نزد بزرگان علما داشته است .
وى مادر فرزندان عالم و نوادگان بزرگ است كه از ميان آنها تاكنون دهها مجتهد ، مرجع
هامش
( 1 ) - به نوشته آقا احمد بهبهانى در مرآة الاحوال جهاننما ، ملا محمد صالح در شب زفاف پس از شكر و حمد الهى به گوشه اى رفت و تا پاسى از شب مشغول مطالعه شد و صبح زود براى مباحثه يا تدريس از خانه بيرون رفت و آمنه بيگم كه ناظر كار وى و متوجه مشكل علمى او شده بود پس از رفتن همسرش حل آن را بر روى كاغذى نوشت و در لاى كتاب گذاشت . شب بعد كه ملا محمد صالح كتاب را گشود و نوشته را ديد و دانست كه از همسر فاضله اوست سجده شكر بهجا آورد و تا صبح مشغول عبادت و مطالعه شد و بدينترتيب تا سه شب زفاف به تأخير افتاد .