مشكاة ، بهجز تدريس در دانشگاه تهران در مدرسهء عالى سپهسالار نيز به تدريس فلسفه و حكمت اسلامى اشتغال داشت .
ايشان علاوه بر مقام علمى از سوى مراجع حوزه نيز مورد تأييد قرار گرفت ، و توانست اجازات علمى و حديثى از حضرات آيات : شيخ ضياء الدّين عراقى ( در تاريخ 1357 ق ) ، سيد ابو الحسن اصفهانى ( به تاريخ 1357 ق ) سيد محمّد حجت كوهكمرى ( به تاريخ 1358 ق ) و حاج آقا بزرگ تهرانى ( به تاريخ 1362 ق ) ، به دست آورد .
كتابشناس برجسته
استاد ايرج افشار دربارهء عشق و علاقهء مشكاة به رشتهء كتابشناسى و زحماتى كه در اين راه تحمل نموده ، چنين مىنويسد :
« اما شهرت علمى و واقعى مشكاة را بايد در معرفت كتابشناسى او دانست ، او در اين راه شوقى و عشقى عجيب داشت و حقّا يكى از نوادر زمان خود در اين زمينه بود .
مشكاة ، از ابتداى ورود به تهران ( در اسفند 1299 ش ) به محافل ادبى و محضر علماى مقيم تهران آمد و رفت مىكرد و ضمنا چون با كتابفروشىهاى كتب قديمه انس و الفت يافت و بهطور كلى در جريان خريدوفروش كتابخانهها و كتب خطى و نادر بود ، طبعا توانست به تدريج مقدارى كتابهاى خطى را با سختى براى مجموعه شخصى جمعآورى كند . هرگاه ملتفت مىشد كه عالمى فوت كرده است و كتابهايش فروخته مىشود ، بدان كتابخانه رو مىآورد و با قرض و قوله مقدارى از كتابها را مىخريد و به خزانهء كتب خود ملحق مىكرد . . .
مشكاة ، در سال 1339 ش كتب خطى كتابخانهء خود را به دانشگاه تهران بخشيد و پايهء كتابخانه مركزى با اين مجموعه گذاشته شد ، تا به كيفيت و كميت امروزى رسيد . پس از اهداى آن كتابخانه آقايان : محمّد تقى دانشپژوه و على نقى منزوى را به فهرستنويسى بسيار داشت » .