زمان خويش بود حاضر مىشدم ، چنان كه در درس آيتاللّه مرحوم ميرزا عبد الهادى شيرازى هم حاضر مىشدم ، عجيب تسلطى اين مرحوم در فقه داشت ، داراى ذوقى سرشار با حافظهء بسيار عجيب مطالب علمى را به شاگردان مىآموخت ، حتى در دوران اخيرشان كه از ناحيهء چشم مكفوف البصر بودند .
و به فضل ايزد منّان در همان اوائل سن ، عشق فراوان به بحث و تدريس داشتم و شايد روزى پنج يا شش بحث و تدريس داشتم ، و در اوائل روى كار آمدن حزب شوم بعث سفرى به قصد ايران جهت زيارت ثامن الحجج عليه السّلام نمودم ، در يكى از روزنامههاى عربى مخالف با رژيم بعث چنين نگاشته شد : ( هاجر الى ايران المدرس الرسمى فى النجف الاشرف ، معرضا عن جرائم البعث العراقى ) . البتّه آن غير از سفر اخير به ايران بود كه همگى خانواده در خدمت حضرت آقاى والد آمديم ، و همچنين اشتياق به تأليف و تقريرات هم زياد داشتم ، و آنچه كه تا به حال به دست آمده از اين قرار است :
1 - تقريرات اصول درس آيتاللّه خويى .
2 - اصولى مستقل كه هماكنون در دست مىباشد .
3 - كفاية المفسرين ، كه عمدهء زحمات در آن به كار برده شد .
4 - العطف حول الصرف .
5 - التكملة فى شرح الامثلة .
6 - الفوائد النحوية .
7 - ذخاير العقبى فى شرح العروة الوثقى .
8 - بحث الاجتهاد و التقليد ، من منتهى العناية فى شرح الكفاية .
9 - رسالهايست در منطق .
10 - مجموعهاى در فضل علم و آداب تعليم و تعلم است ، و همچنين پارهاى از حواشى و تعليقات بر كتب فقهى و غيره .
در سال 1391 ق براثر جنايت بعث عراق به عالم روحانيت بلكه به مطلق
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1785
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٧٨٥