حسن معروف به « شيخ كبير » بابلى در حضور علماى شهر ، مراسم دعاى سفر را براى ايشان بجاى آوردند .
پس از ورود به قم ، سطوح مقدماتى فقه را از محضر آيتاللّه سيد محمّد تقى خوانسارى و جلدين كفايه را از آيتاللّه حاج آقا روح اللّه كمالوند خرمآبادى فرا گرفتند . سپس مدتى در درس خارج فقه و اصول آيتاللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى شركت نمود .
در سال 1346 ق و در ماه مبارك رمضان دچار بيمارى شديدى گرديده و بالاجبار به بابل بازگشت ، پس از درمان بيمارى براى نيل به مقامات عالى در ربيع الاول / 1347 ق عازم نجف اشرف گشته و در مدرسهء آخوند خراسانى ساكن گرديد .
معظمله چهار سال در عتبات عاليات در محفل علمى حضرات آيات : ميرزا محمّد حسين نائينى ، سيد ابو الحسن اصفهانى و شيخ ضياء الدّين عراقى حاضر گشته و استفاده سرشار نمود و به درجات بلند علمى نائل گشت و در سال 1351 قمرى با اخذ اجازهء اجتهاد از اساتيد مذكور و حاج شيخ عبد الكريم حائرى وارد بابل گرديد و به ترويج مبانى دين تعليم و تربيت و ارشاد مردم مشغول گشت .
بعد از پدر بزرگوارش ، بر كرسى تدريس در مدرسهء صدر تكيه زده و به تربيت طلاب اشتغال ورزيد ، ضمن آنكه در مسجد « حصيرفروشان » جانشين پدر گرديد و از طريق وعظ و خطابه ، مردم را بهسوى معارف عالى توحيد و تخلّق به اخلاق حسنه هدايت كرد .
معظمله بسيار متعبّد و در مستحبّات يد طولايى داشت و به شبزندهدارى و تهجّد ، مشهور و در كليهء ادعيه به خصوص زيارت عاشورا و دعاى جوشن كبير هميشه كوشا و موفق بود و در سال آخر عمر ، هر روز دعاى طولانى جوشن كبير را قرائت مىكرد و هنگام احتضار ، در حال زمزمهء دعاى جوشن كبير رحلت نمود .
آن بزرگوار از زندگى بسيار زاهدانهاى برخوردار بود و همواره از زخارف دنيا پرهيز مىكرد . ضمن آنكه از بيانى جذاب و شيوا برخوردار بود و در حسن سلوك و
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1748
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٧٤٨