معلوماتشان استفاده كرد . بعد از فوت آخوند خراسانى ، سالها در درس آيات :
شيخ الشريعهء اصفهانى ، ميرزا محمّد حسين نائينى ، شيخ ضياء الدّين عراقى و سيد ابو الحسن اصفهانى شركت جست و در معقول از افادات شيخ على قوچانى بهرهمند گرديد .
حضور در صحنهء نبرد
در سال 1333 ق در جنگ بين المللى اول كه عراقىها به يارى دولت عثمانى شتافتند و بر عليه استعمار بريتانيا به رهبرى روحانيت آگاه ، به مبارزه برخاستند ، آيتاللّه خوانسارى همگام با آيتاللّه ميرزا محمّد تقى شيرازى ( ميرزاى دوم ) و آيتاللّه سيد مصطفى كاشانى ( پدر سيد ابو القاسم كاشانى ) در اين جنگ شركت داشت . و با توجه به مهارتى كه در امر تيراندازى به دست آورده بود همچون رزمندهاى كارآزموده و شجاع با دشمن مىجنگيد ، يكى از بستگان بسيار نزديك او از قول آيتاللّه كاشانى نقل كردند كه ايشان فرمودند : در سنگر عراق ( اراضى بين فرات و دجله ) با خوانسارى در يك جبهه بوديم و خوانسارى در نزديكترين سنگرها با دشمن مىجنگيد ، وقتى رسيد كه ما ، بعد از مبارزهء بسيار محاصره شديم و عدهاى از همرزمان قصد فرار داشتند ، ولى خوانسارى از فرار آنها جلوگيرى مىكرد و فرياد مىكشيد كه فرار از زحف ( جنگ ) گناه كبيره است .
آرامآرام حلقهء محاصره تنگتر و تنگتر مىشد ، و رفتهرفته اميد زنده ماندن در دل همرزمان به يأس مبدل مىگشت ، كه حضرت آيتاللّه پيشنهادى دادند .
پيشنهاد ايشان در اين لحظهء حساس اين بود كه : « اكنون كه خطر مرگ متوجه ماست ، خوب است وضوء را تجديد و به نماز اشتغال يابيم ، كه در حال نماز خدا را ملاقات نمائيم » .
خلاصه ايشان در اين جنگ مورد اصابت گلولهء دشمن واقع مىگردند و