امام جمعه كه در شعر « مجنون » تخلص مىكرد ، داراى 4 پسر و 2 دختر مىباشد .
از آثار قلمىاش
1 - ديوان اشعار ، در حدود پنج هزار بيت شعر ، به زبانهاى : عربى ، تركى ، و فارسى .
2 - مثنوى امثال و حكايات ، به زبان تركى در دو جلد .
3 - ترجمهء منظوم نهج البلاغة كه 105 خطبه از آن به چاپ رسيده است .
4 - كتب و رسائلى در اخلاق و مواعظ در 7 جلد .
5 - علوم غريبه از قبيل جفر و رمل .
6 - تاريخ زنجان ( از اول 300 قمرى تا زمان پهلوى ) .
7 - تاريخ آداب و رسوم اهالى زنجان و ابهر در عصر متقدم .
8 - تاريخ شخصى خودشان ( تا 28 سالگى به نثر ) .
9 - فلسفه و راه زندگانى پنج جلد .
10 - جوابهاى هفتگانه به سؤالات مزيت دين اسلام ، تأليف كردهاند كه هركدام به نوبهء خود داراى ارزش بسيار است .
امام ابهرى داراى نفوذ كلام و حسن خلق ، و مورد احترام مردم زنجان و ابهر است .
شعر زير از اوست :
فوقالعاده مىخواهد
چرا عدليهء حسنت ستم بر ما روا دارد ؟ * مگر قانون او اينست ، يا از بهر ما دارد ؟
نه با ما بر سر صلح است آن صلحيهء چشمت * نه خوب از بد تميز آرد بدايت صد بدا دارد
باستيناف وصلش شرح حالى دادمش گفتا * كه ديگر موقعش بگذشت هجران از قفا دارد
بگفتم : تمبر خالت كه در بالاى لب دارى * بزن بر حكم ما گفتا . كه اين تمبر بها دارد
تظلم كردمش گفتا : كه فوقالعاده مىخواهد * زر و سيم فراوان چون من مفلس كجا دارد ؟
لبت مىكرد استنطاق ما را آخر انصافى * بر اين مستنطق خونريز دلبازيم جا دارد