و ناراحت شده و از بستگان و كسان خود فاصله ، و مدت سه سال با آنها مبارزه و بر تحميلات و فشارهاى آنها صبر نموده ، تا سال 1322 ق از آن فضا و مركز جهل و ضلالت كه يك نفر روحانى و اهل علم نداشتند فرار به هرسين نموده ، و از آنجا به كرمانشاه و پس از بيرون آمدن از لباس خانزادگى و پوشيدن لباس ساده با قافله به سمت عراق رفته و در كربلا ساكن گرديده ، و حدود سه سال مقدمات را در آنجا تحصيل و پس از آن مشرف به سامرا شده و در شمار ملازمين و خواص اصحاب و تلامذهء آيتاللّه ميرزا محمّد تقى شيرازى درآمده و از محضرش استفاده نموده ، تا موقع جنگ بين المللى كه به كربلاى معلى مهاجرت نمودند ، ايشان هم در ملازمت معظمله به كربلا آمده و تا بعد از فوت ايشان سال 1338 ق به نجف اشرف عزيمت ، و از اساتيد و مدرسين آن زمان چون : شيخ احمد كاشف الغطاء و سيد ابو الحسن اصفهانى استفاده نموده است .
در سال 1351 ق كه به ايران مراجعت ، و در لرستان و هرسين و اطراف آن و كرمانشاه مشغول تبليغ و ترويج و تشويق طلاب و محصلين گرديده و عدهاى طلبه تربيت و اعزام نموده ، و خود شب و روز با خوانين ظلم و جور لرستان مبارزه و مخصوص با فرقهء ضالهء علويون و غلات نورآباد و نواحى كرمانشاه مناظرهها نموده ، و حدود صدها نفر را ارشاد و از ضلالت نجات داد .
در سال 1371 ق براى معالجه و كسالت به تهران وارد و پس از چند ماه به قم عزيمت و رحل اقامت افكنده و حدود ده سال توقف تا در اواخر آيتاللّه سيد حسين طباطبائى بروجردى بنا بر اصرار و تقاضاى مردم كرمانشاه به آن سامان مهاجرت و تا پايان عمر در يكى از مساجد معروف شهر كه براى ايشان بنا نموده بودند به اقامهء جماعت و ارشاد مردم پرداخته ، تا سال 1382 ق كه به رحمت ايزدى و اصل گرديد .
آن مرحوم داراى چهار فرزند ذكور و نه فرزند اناث مىباشند كه از فرزندان ذكور
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1259
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٢٥٩