تهران به شغل كتابت و قطعهنويسى و نگاشتن فرامين مشغول گرديد .
سرانجام سرنوشت او را به مجلس شوراى ملّى كشانيد و مقارن تشكيل دورهء چهارم مجلس ( در سال 1300 ش ) به عنوان خوشنويس در ادارهء تقنينيه ( قانونگذارى ) مجلس ، رسما استخدام گرديد . در مجلس كارش اين بود كه قوانين مصوبه مجلس را با خط بسيار زيباى خود بنويسد و همين امر سبب شد تا به محضر مرحوم ميرزا محمّد حسين سيفى ( عماد الكتّاب ) - كه در آن هنگام در دربار سمت فرماننگارى داشت - راه يابد و طورى مورد توجه و مكرمت استاد قرار گيرد كه ظرف دو سال از ذخاير هنرى او بهره گيرد و به تكميل خط و هنر خويش موفق شود . در نتيجه او توانست شيوهء خط خود را كه ابتدا به سبك خط ميرزا غلامرضا اصفهانى ( كتيبهنويس ) مىنوشت ، به شيوهء خط ميرزا محمّد رضا كلهر برگرداند .
مرحوم منظورى علاوه بر هنر خوشنويسى از فضل و كمال هم سرشار و خطى وافر داشت ، چنان كه ذوق ادبى و مشرب عرفانىاش در اولين برخورد نمايان و محسوس بود . در ادبيات پارسى رنج فراوان برد و در علوم قديم و غريبه و منشآت و ادبيات عرب كار كرده ، اشعار نيز مىسرود و با بيشتر علماى ذوفنون حشر و نشر داشت و كاملا مأنوس بود . در محفل ادبى و عرفانى ادبا و عرفا شركت مىنمود و رسما در سلسلهء فقر پيوسته بود . قلبش آئينهء صفاى باطن و قناعت نفس و مظهر اخلاق نيك و سجاياى معنوى بود . در هر مجلسى با سخنان شيرين و نغز و كلمات رنگين حاضران در مجلس را محظوظ و مسرور مىنمود ، و غبار ملالت و كدورت را از صفحهء تلخ زندگى آنان مىزدود .
آثارى كه به خط او يادگار مانده ، از اين قرار است :
1 - بوستان ، اثر سعدى .
2 - چند لوحهء زيارتنامه در حرم مطهر امام رضا عليه السّلام .
3 - رباعيات ، از خيام .