اصل به شمار مىآمد و زندگى چيزى جز فرع نبود . براى دانشآموختگان مكتب وى ، روزبه كسى بود كه به راستى مىشد او را سرمشق قرار داد . كسى كه به غذاى سادهاى بسنده كند ، كسى كه نوافلش ترك نشود و به هنگام اداى نماز ، ادب ايران باشد ، واقعا شايسته اقتداست .
چشمان جذاب و ابروان پرپشتش ، موهاى سفيد و جوگندمىاش ، اندام نسبتا كوتاه و درشتاستخوانىاش شخصيت آرام و خوشبرخوردش ، مهربانى و صفايش ، همه و همه از او محبوبى ساخته بود كه در نخستين ديدار ، مهرش بر قلبها مىنشست و در ديدار ، مهرش بر قلبها مىنشست و در ديدارهاى بعد جدايى از او ، چه مشكل مىنمود !
فردى كه مقيد بود نمازها را در اوّل وقت بگزارد ، توسن نفس را مهار سازد و لگام زند ، در تربيت و تهذيب خود و ديگران تا پاى جان بكوشد ، چرا چنين جذبهاى نداشته باشد ؟
پشتكار عجيبى داشت تا آن حد كه در اواخر عمر به فراگيرى كامل زبان انگليسى پرداخت و در اين راه نيز ، شاهد موفقيت را در آغوش كشيد .
به گفته شاگردانش ، با طلوع آفتاب در مدرسه حاضر مىشد و تا پاسى از شب در مدرسه مىماند . تا آنجا كه بعضى مىپنداشتند كه استاد شب را در مدرسه به صبح مىآورد ! برنامه مدرسه را با تفسير قرآن آغاز مىكرد و با اخلاق و فقه پى مىگرفت و بعد از آن ، كار روزانه شروع مىگشت . معلمى توانا و زبردست بود و هر درسى را كه به او محول مىشد ، با تسلط كامل بيان مىكرد . چرا كه طبق گفته خودش براى تدريس هر صفحه درس ، قريب 10 ساعت وقت صرف مىكرد و بهتر از هركس درس را در اذهان شاگردان جاىگير مىساخت .
سطح علمىاش تا آن حد بالا بود كه برخى استادان دانشگاه ، مسايل علمى خود را با ايشان در ميان مىگذاشتند . چنانكه علامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان در مورد بعضى آيات ، نظر روزبه را جويا مىشد .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 728
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٧٢٨