باقرمنش كه در شعر « ثابت » تخلص مىكرد ، از آغاز جوانى به سرودن شعر پرداخت و اشعارش در روزنامههاى محلى : استوار ، سرچشمه ، و پيكار مردان به چاپ رسيد .
قصيدهء مولوديهء نيمهء شعبان
هلال ماه شعبان از افق زد خيمه بر صحرا * هوا شد مشك بيز و خاك تيره گشت عنبرزا
كهن شد شوكت ارديبهشت و فرّ فروردين * فسانه شد حديث لاله و نيلوفر و مينا
فلك از جلوهء انجم بدان ماند كه پندارى * ز نقره ميخ كوبيدند بر نيلوفرين ديبا
ولادت يافت خورشيدى كه از خورشيد رخسارش * ز خجلت چهره پنهان كرد خورشيد جهانآرا
ولادت يافت مولودى كه بعد از مولد ذاتش * سترون گشت مام امّهات علوى و سفلى
حسين بن على بن ابو طالب كه در خلقت * ندارد مثل مانندى ، ندارد ثانى و همتا
گلستان على را گل ، بدوش مصطفى زيور * طفيل هستيش عالم ، دُر يكدانهء زهرا
نمىجنباند اگر گهوارهاش را دست جبرائيل * به سر بايد زند آن دست را در عرصهء فردا
معين تاجدارانى ، اميد نااميدانى * پناه بىپناهانى ، چه اين دنيا ، چه آن دنيا
به اميد قبول طاعت و قرب الهى هست * كند بر تربت پاك تو سجده اعلى و ادنى