در كار او است .
بههرحال معلوم شد كه عبد اللّه خان آمده قرار ملاقات آقا را با پهلوى بگذارد .
اما با مقاومت و امتناع آقا روبرو گرديد .
نمونهء ديگرى ، دفاع آن مرحوم از حقوق محرومانى است كه توسط وابستگان قاجار به يغما مىرفت . از جمله كسروى در تاريخ مشروطه ايران ص 148 مىنويسد :
يكى از رعاياى تبريز به نام حاجى عباس ، توسط وليعهد و دارودسته او مورد ستم قرار گرفته و ملكش تصرف عدوانى مىشود . اما هرچه فرياد مىكند و تظلّم مىنمايد به جايى نمىرسد . سرانجام به خانهء علما و مجتهدين پناه مىآورد و راجع به غصب املاك و زمينهايش پرسشنامهاى تهيه و جواب مىخواهد ، آيتاللّه ميرزا صادق آقا چون صحّت ادعاى آن رعيّت مظلوم را مىدانسته و به حقيقت ماجرا واقف بوده ، جوابى به مضمون زير مىنويسد :
« اگر غصب املاك حاجى عباس درست است ، پس غصب فدك هم درست بوده است » .
علامهء امينى مىنويسد :
« او يكى از چهرههاى درخشان تشيّع و از جمله دانشمندان متشخّص اماميه است كه در آذربايجان به مرجعيت تقليد رسيد و سالها صاحب رياست و زعامت دينى گرديد . زعيمى كه در ادارهء امور حسن تدبير و در قضا و داورى ، دادگر و در اظهارنظر ، ثبات و پايدارى و استوارى نشان مىداد و براى اصلاح جامعه برنامههائى پيشرفته ارائه مىنمود .
او همواره با هوشيارى و دورانديشى و تحمّل مشقات و مرارتها ، مردم را رهبرى مىكرد و در مبارزه با كفر و الحاد از سختىها و تلخىها نمىهراسيد و پيوسته با پند و اندرز و سخنان گيرا و نافذش بار مسئوليت را بدوش كشيد .
شهيد ميرزا على ثقةالاسلام تبريزى مىنويسد :
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 797
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٧٩٧