تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
سيد الشهداء به كربلا مشرف مىشدم ، يك روز هنگام تشرفم به حرم حضرت ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام پايم به يك سنگى در صحن حضرت اصابت كرد و انگشت سبابه‌ام مجروح شد ، يك قطره خون از آن به روى سنگ افتاد و فورا در ميان شكاف آن فرو رفت متعجب شدم ، در همين حال براى من مكاشفه‌اى دست داد به من خبر دادند كه فرزندت در اين مكان دفن خواهد شد و اتفاقا چنين شد ، و فرزندش شيخ محمّد در كربلا وفات كرد ، و همان‌جا مدفون گرديد .

كرامتى ديگر

و نيز از قول پدرش نقل مىكرد كه : هرگاه مشكلى دارى به حضرت باب الحوائج موسى بن جعفر عليهما السّلام متوسل شو و براى اين توصيه واقعه‌اى را نقل كرد كه بدين قرار است : هنگام رفتن به عراق از طريق بصره حركت كردم ، بدون اطلاع وارد پاسگاه شدم غافل از آنكه در آن مكان جواز سفر ( گذرنامه ) طلب مىنمايند ، با عده‌اى كه بوديم سوار قايق شديم مأمور گمرك دولت وقت وارد شد و جواز طلب نمود . همگى جواز عبور را دادند ، من جواز نداشتم فورا به حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام متوسل شدم ، مأمور گمرك مرا نديد . پس از آنكه جوازها را گرفت و شمرد متوجه شد يك جواز كم است ، هرچه جستجو كرد كه مرا تشخيص دهد نتوانست ، چندين‌بار سرشمارى كرد و جوازها را شمرد ديد يك جواز كمتر از عدد افراد است ، اما مرا كه جواز نداشتم نمىتوانست تشخيص دهد ، سرانجام اجازه عبور داد و به سلامت به نجف رسيدم ، پس از چند سال روزى آن مأمور را نزد شيخ انصارى ديدم كه جهت زيارت آمده بود ، و از قضاياى عجيبى كه براى شيخ انصارى نقل كرد همين داستان بود ، من در آن لحظه سكوت نمودم ، و خود را معرفى نكردم .

درگذشت

ملا حبيب اللّه در سال 1302 ق در رامسر وفات كرد و جنازه‌اش به قم حمل
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 504 | عبد الحسين جواهر كلام