سيد على اكبر سجادى - كه دو عالم بزرگ تفرشى بودند - شرفياب شد . با اينكه خط خوشى داشت نزد مرحوم ميرزا عباس قلى ، خوشنويس معروف تفرشى به تكميل خط پرداخت و نستعليق ، نسخ ، ثلث ، شكسته و شكسته نستعليق را به خوبى ياد گرفت .
بيش از سه سال نگذشته بود كه ابو القاسم در علوم عقلى و نقلى ، فقه ، اصول ، كلام ، حكمت ، تفسير و تاريخ اسلام تسلط يافت .
اعتماد مردم به ابو القاسم به دليل صداقت و نجابتش موجب شده بود بسيارى از اهالى تفرش از او براى تدريس خصوصى فرزندشان در خانه دعوت كنند .
در يكى از اين مجالس با سناء الدوله « دبيرمنش » ، سياستمدار و دانشمند تفرشى آشنا شد و تدريس فرزندان او و برادرش را به عهده گرفت . ابو القاسم در كنار تدريس ، لحظهاى از آموختن غافل نشد و نزد دبيرمنش زبان فرانسه آموخت . او با قبول اين پيشنهاد ، ضمن تدريس فرزندان دبيرمنش از كتابخانهء شخصى او كه كتابها و مدارك خارجى زياد داشت بهرههاى فراوان برد . در اين دوره بود كه ابو القاسم « سحاب » را به عنوان نام خانوادگى براى خود برگزيد .
بعدها ابو القاسم سحاب به اتكاى تجربيات و دانشى كه پس از آشنايى با دبير تفرشى به دست آورده بود ، مدرسهاى به سبك تازه تأسيس كرد . اين مدرسه داراى كلاسهاى دخترانه بود و ازاينجهت شايد بتوان آن را نخستين مدرسه دخترانه در منطقهء محرومى از كشور دانست .
ابو القاسم در بيستسالگى با دختر خالهاش معصومه خانم ازدواج كرد . پس از ازدواج به اتفاق سراج السلطان حجازى به تهران آمد و به تكميل معلومات خود در محضر حاج فاضل تفرشى و چند تن از علماى طراز اول تهران پرداخت . همچنين در « مدرسهء آليانس فرانسز » زبان و ادبيات فرانسوى را به طور كامل فرا گرفت و به دنبال آن « تاريخ عمومى جهان » و چند كتاب ديگر را به فارسى ترجمه كرد . در سال 1299 ش به تقاضاى شيخ جلال نهاوندى ( كه از بزرگان نهاوند بود ) و همچنين به موافقت وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه به رياست ادارهء معارف ثلاث
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٢٦٥