نقل كردهاند كه بهاى آن پيراهن چندان بود كه پس از آنهمه خرج ، يك سوم آن زياد آمد و آن را در زير يكى از ستونهاى مسجد دفن كردند كه اگر بعدها نياز به آن پيدا شد ، از آن استفاده كنند .
در حملهء چنگيز خان به بلخ ، به او گفتند كه در زير ستونهاى اين مسجد گنج دفن شده است ، لذا وى دستور داد تا زير پايههاى مسجد را كاوش نمايند . يك سوم مسجد را خراب كردند ، ولى چيزى به دست نياوردند . « 1 »
واعظ بلخى در كتاب فضائل بلخ نقل مىكند : « اسد بن عبد اللّه مسجد جامع بلخ را در سال 118 هجرى ساخت » . « 2 »
داود بن عباس بن هاشم بن ماهجور در سال 233 هجرى حاكم بلخ بود و در مدّت 20 سال نوشاد را بنا نهاد و نهرى به اين محل جارى ساخت . در همين سال ، داود بن عباس درگذشت و در كوى عبد الاعلى دفن شد .
هنگامى كه داود بن عباس در نوشاد مشغول كار بود ، همسرش قائم مقام او شد و به مشكلات مردم رسيدگى مىكرد او پيراهن خود را جهت مخارج مردم بلخ براى خليفه فرستاد و در سال 245 هجرى مسجد جامع بلخ توسعه يافت .
واعظ بلخى مىگويد : « در دوران حكومت داود بن عباس ، آبادى شهر بلخ به حدّى رسيده بود كه يك متر زمين به هزار درهم خريدوفروش مىشد .
ابو هارون كاتب مىگويد : « در آن زمان عدد مساجد 1848 و مدارس آباد 400 بود و 1200 مفتى ، 900 دبيرستان معتبر ، 520 اديب ماهر ، 500 حمّامآباد ، 400 آبانبار ، 300 حوض در سر راهها و 1200 سردابه در داخل شهر بلخ وجود داشت . « 3 »
محلههاى بلخ
كوى سيمگران ، محلهء نقرهكاران و نقرهسازان بوده است . اين محله در مركز شهر بلخ
هامش
( 1 ) - سفرنامهء ابن بطوطه ، ص 387 .
( 2 ) - فضائل بلخ ، ص 19 .
( 3 ) - فضائل بلخ ، ص 19 .