[ 285 ] ضرغام الدّين بن شمس الدّين ضرغامى
ضرغام الدّين ضرغام از شعراى بلندآوازهء مزار شريف بود و در سرودن اشعار طبعى روان داشت . ديوان وى كه حاوى انواع اشعار بوده است ، در هنگام آتشسوزى بازار شهر مزار سوخت . ضرغام در بازار مزار شريف دكان عطارى داشت و در سال 1327 ه . ق . داعى حق را لبيك گفت . ابيات ذيل از اوست : « 1 »
الهى پرتو نور هدايت ، بخش جانم را * به حمد ذات پاك خويش گويا كن زبانم را
به بحر نظم ، مانند صدف كن دلنشين نظمم * چو در ، جا ده به گوش نكتهآرايان بيانم را
ضعيف و خسته و بيچاره افتادم به درگاهت * توانايى كرم فرماى جسم ناتوانم را
دلم را در وفا پروانهء بزم سعادت كن * بگردان شمع فانوس محبت استخوانم را
غزال وحشى اقبال را صيد كمندم كن * رسانى بر نشان مدّعى تير نشانم را
ز نادانى اگر از جادهء طاعت برون تازم * بگردان از ره عصيان ز لطف خود عنانم را
تو ستارى و ضرغام گنهكار از تو مىخواهد * كه در محشر نسازى برملا عيب نهانم را
[ 286 ] ضياء الدّين واعظ بلخى
ضياء الدّين واعظ بلخى معروف به صرّاف واعظى خوشبيان و عالمى سخنور بود . او در بلخ سكونت داشت و مردم را موعظه و ارشاد مىفرمود . « 2 »
وى در اوايل حال گوهرشناسى معروف بود . بدين جهت به وزارت پادشاه بلخ
هامش
الى الصحيح ، ص 405 ؛ سؤالات البرقانى ، ترجمه ، 236 ؛ رجال ابن ماجه ، ص 2 .
( 1 ) - دايرةالمعارف آريانا ، ج 3 ، ص 614 .
( 2 ) - تذكره بغرا خان ، ص 218 ؛ مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 845 .