تفسير را از او آموخته است . « 1 »
وى پس از مسافرتهاى طولانى به زادگاهش بلخ بازگشت و در شهر بروقان ساكن شد . او نخستين كسى بود كه براى كودكان و نوجوانان مدرسه تأسيس كرد و بيش از سههزار پسر و در حدود هفتصد دختر در محضر او علم مىآموختند . دربارهء سبب نامگذارى او به ضحاك گفتهاند كه وى مدّت دو سال در رحم مادر مانده بود و به هنگام تولّد بعضى از دندانهاى او درآمده بود و در وقت خنده و يا گريه دندانش معلوم مىشد ؛ بدين سبب او را ضحاك ناميدند . « 2 » درحالىكه نادرستى اين سخن كاملا آشكار است .
ضحاك بن مزاحم بلخى ، چهار برادر داشت به نامهاى سالم ، محمّد ، قاسم و اسحاق . « 3 » وى در هنگام مرگ به برادرش سالم وصيّت كرد كه شخصا بر جنازهاش نماز بخواند و آنچه را از او آموخته است فراموش نكند و گفت : وقتى مرا دفن كردند ، بر سر خاك من بنشين و سورهء ياسين را بخوان تا مونس من باشد و وحشت قبر و جواب نكير و منكر بر من آسان گردد . « 4 »
يحيى بن سلم امير خراسان ، براى ضحاك بن مزاحم بلخى هدايايى فرستاد ؛ امّا او از قبول آنها سرباززد . به ضحاك گفتند چه مانعى داشت كه هداياى امير خراسان را قبول و آن را در ميان فقرا و مستحقّان تقسيم مىكردى ؟ او گفت : من از اينكه ستمكاران را در امورشان يارى دهم - حتى اگر اندك باشد - كراهت دارم . « 5 »
سفيان ثورى مىگويد : علم تفسير را از چهار كس بايد فراگرفت : 1 - سعيد بن جبير ؛ 2 - مجاهد بن تابع ؛ 3 - عكرمه ؛ 4 - ضحاك بن مزاحم بلخى . « 6 »
ضحاك بن مزاحم بلخى از جمله مفسّران ، محدّثان و نحويان عصر خود بشمار مىرفت . ضحاك بن مزاحم از تابعان بود و رواياتش را از طريق برخى از اصحاب و تابعين نقل مىكرد كه عبارتند از : أسود بن يزيد نخعى ، انس بن مالك ، زيد بن أرقم ، أبى
هامش
( 1 ) - رجال الطوسى ، ص 94 ؛ تهذيب الكمال ، ج 13 ، ص 296 .
( 2 ) - تهذيب الكمال ، ج 13 ، ص 295 ؛ القند فى ذكر علماء سمرقند ، ص 270 .
( 3 ) - تهذيب الكمال ، ج 13 ، ص 294 .
( 4 ) - فضائل بلخ ، ص 63 .
( 5 ) - همان ، ص 64 .
( 6 ) - معجم المفسرين من صدر اسلام ، ج 1 ، ص 237 ؛ تهذيب الكمال ، ج 13 ، ص 293 .