تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
مرجى بن رافع غفارى رفتيم . ابو حاتم در باب حديث رفع يدين از او مسأله‌اى پرسيد . رجاء حديثى را در اين‌باره نقل كرد . آن‌گاه ابو حاتم گفت : يا ابو محمّد دربارهء ايمان روايتى را براى ما املا كن . رجاء گفت : من كتابى در باب ايمان تأليف كرده‌ام كه در شهر مرو جا مانده است .

[ 281 ] صالح رشحى

ملّا صالح رشحى در خانواده‌اى از بزرگان بلخ پا به عرصهء وجود نهاد . نخست به اكتساب علوم پرداخت و ازآنجاكه داراى ذوق و قريحه‌اى سرشار بود به منصب كتابدارى و ملك‌الشّعرايى رسيد . وى از شعراى قرن 12 ه . ق . بشمار مىرود . اين ابيات از اوست : « 1 »
در دلت مىگذرد بىخودى مايانى * ياد مىآرى ازين بىكس تنهايانى من كه مىآمدم آنجا دل سوزانم ماند * هست آن آتش افروخته بر جايانى
* * *
دمى كه ماه من از مطلع نقاب برآيد * هزار فتنه از آن چشم نيم‌خواب برآيد ز رشك آنكه به همراهى تو سايه نباشد * تمام عمر نخواهم كه آفتاب برآيد
* * *
ملاف اى باغبان از حسن گل چندين چو مىدانم * مشخص مىشود گر ساعتى آن گل‌عذار آيد
هامش
( 1 ) - دايرةالمعارف آريانا ، ج 3 ، ص 549 .