اذيّت مىكنى ؟ گفتم : قصد آزار ندارم . من از راه دور آمدهام تا معمّاهاى علمى من حل شود .
استاد پس از جواب مسائل گفت : شما را به خدا آيا ابو الحسن سعيد بن مسعده اخفش هستيد ؟ گفتم بلى ؛ كسايى برخاست بهسويم آمد ، مرا در آغوش گرفت و ديدگانم را بوسيد و در كنارش نشانيد و گفت : خداوند شما را رساند كه به فرزندانم درس دهيد .
مرا با خود به خانه برد و از آن تاريخ از من جدا نمىشد و مسائل سخت علمى را از من سؤال مىكرد و نظر مىخواست . « 1 » من كتاب معانى القرآن را براى كسايى نوشتم . او اين كتاب را خواند و هفتاد دينار جايزه داد . « 2 »
أخفش بحر خبيب را به بحور پانزدهگانهء خليل بن احمد افزود . « 3 »
ابو حاتم سهل بن محمّد سجستانى مىگويد : اخفش كتاب ابو عبيده را - كه درباره قرآن تأليف كرده بود - دستكارى كرد مقدارى بر آن كتاب افزود و مقدارى هم كم كرد و بعضى از عبارات را تغيير داد . به اخفش گفتم با اين كتاب چه كردى كه او را بدين حال درآوردى ؟ كدام يك از شما در قواعد علم عرب صاحبنظر هستيد ؟ تو يا أبو عبيده ؟
گفت : كتاب نشان مىدهد كه چه كسى درست نوشته و چه كسى نادرست ؟ « 4 »
ابو حاتم مىگويد : اخفش مردى فاسد بود و از فرقهء قدريّه شمريّه ، پيروى مىكرد . او كتاب فى معانى صويلح را براى اثبات اين مذهب تأليف كرد . « 5 »
از گفتار ابو حاتم معلوم مىشود كه او از مخالفان اخفش بوده و بر كتاب معانى القرآن او نيز ايراد گرفته است . « 6 »
اخفش مىگويد : من وارد بغداد شدم . هشام ضرير ، از علماى علم نحو در بغداد ، پيش من آمد و از مسائل علم نحو و فروعات آن سؤال كرد . به همين دليل من در اين باب كتاب
هامش
( 1 ) - إنباه الرّواة ، ج 2 ، ص 37 .
( 2 ) - معجم الادباء ، ج 11 ، ص 228 ؛ بغية الوعاة ، ص 258 .
( 3 ) - ريحانة الأدب ، ج 2 ، ص 90 .
( 4 ) - إنباه الرّواة ، ج 2 ، ص 38 .
( 5 ) - همان ، سير اعلام النبلاء ، ج 10 ، ص 207 .
( 6 ) - إنباه الرّواة ، ج 2 ، ص 38 .