سال 451 ه . ق . بلخ به تصرّف سلجوقيان درآمد . هنوز آلپ ارسلان سلجوقى ولايت بلخ را كاملا تصرف نكرده بود كه بخشى از شمال هندوكش از حكومت سلاجقه مجزا شد و سلاطين قدرتمند غور دست خود را بهسوى اين بخش از حكومت سلاجقه دراز كردند .
در سال 495 ه . ق . قدر خان عليه سلطان سنجر ، درحالىكه او در مسافرت بود ، شوريد . وقتى سلطان سنجر باخبر شد ، به بلخ بازگشت و با قدر خان نبرد سختى كرد .
قدر خان اسير و به حاكم ماوراءالنهر سپرده شد . او را در سال 524 ه . ق . ، از قلعهء سمرقند بيرون آوردند و به بلخ فرستادند . « 1 »
در سال 530 ه . ق . سلطان سنجر از غزنه به بلخ آمد . اتسز از او اجازه خواست به خوارزم رود . او پس از فتح خوارزم به بلخ بازگشت . در سال 594 ه . ق . بهاء الدّين سام بن محمّد بن مسعود باميان و بلخ را تصرف كرد . « 2 »
در سال 602 ه . ق . تاج الدّين زنگى حاكم جديد به متصرفات خوارزمشاه حمله كرد .
خوارزمشاه او را عزل كرد و به جايش عماد الدّين عمرو را به حكومت بلخ گماشت . اين حاكم جديد ترمذ را از چنگ قراختائيان درآورد و پسرش بهرام شاه را به حكومت ترمذ منصوب كرد . عماد الدّين عمرو ، حاكم بلخ ، عليه خوارزمشاه قيام كرد . او چهل روز در مقابل لشكر خوارزمشاه مقاومت كرد ، ولى سرانجام در سال 603 ه . ق . تسليم شد .
غزان طايفهاى از تركمانان بودند كه مانند سلاجقه در ماوراءالنهر سكنا داشتند . اينان بعد از قراختائيان بر بلخ مسلّط شدند و با هجرت به حوالى بلخ در آن ناحيه مسكن گزيدند . بلخ در اين دوران تحت حكومت أمير قماچ از امراى لشكر سنجر بود .
امير قماچ از غزان خواست كه حدود بلخ را ترك كنند . تركمانان غز قبول نكردند و قماچ به آنها حمله كرد . غزان كه به خروج راضى نشده بودند ناچار تصميم به جنگ گرفتند ، در اين جنگ قماچ شكست خورد و با سرشكستگى به بلخ بازگشت . سلطان سنجر از تركمانان غز خواست كه حدود بلخ را ترك كنند . غزان به عذرخواهى برخاستند . سنجر نپذيرفت و با جمعى قريب به صد هزار نفر براى دفع آن طايفه عازم
هامش
( 1 ) - بلخ در تاريخ و ادب فارسى ، ص 236 .
( 2 ) - همان ، ص 237 .