ملك اين مرد را تصاحب كردى ؟
در جواب گفت : مطابق اين نامه دار الخلافه آن را به من بخشيده است . قاضى ابو مطيع گفت : آن نامه را به من بده و نامه را از او گرفت و بر پشت نامه خطاب به خليفه نوشت :
من يكى از عمّال تو هستم و برطبق كتاب خدا و سنّت رسول اكرم حكم كردم . اگر بدان راضى نيستى ، مرا خلع كن و اگر راضى هستى مرا تنفيذ فرما . « 1 »
انس بن مالك مردى را ديد و از او پرسيد : از كجا هستى ؟
گفت : من از اهالى بلخ هستم . انس گفت : قاضى شهر شما ابو مطيع جانشين انبياست . محمّد بن عفان جوزجانى گفت : قاضى ابو مطيع ، محدّث ثقهاى بود .
عدّهاى از علما مانند يحيى بن معين ، ابو حفص عمرو بن على و ابو داود سليمان بن اشعث قاضى ابو مطيع را تكذيب كردهاند و او را ثقه نمىدانند . « 2 »
عمرو بن هارون بلخى مردى را ديد كه از قاضى ابو مطيع بدگويى مىكند . به او گفت :
چگونه شيخى از شيوخ اسلام را مذمّت مىكنى ؟
باللّه الذى لا إله الا هو عالم الغيب و الشهادة و هو الرحمن الرحيم ، من امروز از اين ديار تا عراق مردى بهتر و نيكوتر از قاضى ابو مطيع نمىشناسم .
به طور كلى ، علما دربارهء قاضى ابو مطيع بلخى دو نظر دارند : احمد بن حنبل ، يحيى بن معين ، بخارى و نسائى او را تضعيف كردهاند .
جورقانى و ابن قيسرانى او را به جعل حديث متهم كردهاند .
ابن حبّان و جورقانى مىگويند : قاضى ابو مطيع بلخى ، عقيده داشت كه بهشت و جهنم مانند ساير مخلوقات فناپذير و غير ابدى است .
ابو داود ، او را جهمى مذهب مىداند ، لذا روايات او را مورد اعتماد نمىداند و از وى روايت نقل نكرده است .
ابن حبّان و ابن سعد مىگويند : قاضى ابو مطيع از رهبران مرجئه مىباشد .
عبد اللّه بن مبارك ، او را در علم و دين تجليل كرده است .
هامش
( 1 ) - فضائل بلخ ، ص 239 .
( 2 ) - تاريخ بغداد ، ج 8 ، ص 223 .