تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
داشت . اشعار صوفيانه و عرفانى مىسرود و در اين فن نيز از شهرتى فراوان برخوردار بود . به سال 1005 ه . ق . در شهر شبرغان درگذشت و هم‌اكنون مزارش زيارتگاه عاشقان است . ديوانى از او به‌جا مانده است . ديوان مولانا آكه شبرغانى ، شامل نكات و اشارات در رموز تصوّف و مزيّن به ذوق عرفانى است . براى نمونه چند بيت از آن را مىآوريم : « 1 »
اى زاهد افسرده دل اغيار كدام است * عالم همه اغيار بود يار كدام است مقصود خود از جمله ظهورات كمال است * گل چيست در آن باغچه و خار كدام است مستان مى عشق سر از پاى ندانند * در چيست در آن خانه و ديوار كدام است غير از رخ نيكوى تو اى دوست چه داند ؟ * خود ديده كدام آمد و ديدار كدام است ما عاشق و ديوانهء آن عارض و زلفيم * اى ابن يمين روز و شب تار كدام است

[ 24 ] ابو المؤيّد بلخى

شاعر و نويسنده سدهء 4 ه . ق . / 10 م و از نخستين تدوين‌كنندگان شاهنامه . از جزئيات زندگى و تحصيلات وى اطلاعى در دست نيست ، اما پاره‌هاى باقى مانده از گرشاسب نامهء وى و نيز موضوعاتى كه در شاهنامه بدانها پرداخته ، حاكى از آن است كه او روايات و اساطير پهلوى را مىشناخته و كتابهاى بندهشن ، خداينامه يا سير الملوك را ديده بوده و با زبان ، واژگان و اصطلاحات پهلوى آشنايى كامل داشته است . ابو المؤيد با دربار سامانيان ارتباط داشت و گاه به مدح امراى اين خاندان مىپرداخت
هامش
( 1 ) - دائرةالمعارف آريانا ، ج 3 ، ص 540 ؛ و نيز براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : فهرست مشترك پاكستان ، ج 7 ، ص 737 ، ج 9 ، ص 1947 ؛ فهرست نسخه‌هاى خطى گنج‌بخش ، ج 3 ، ص 1407 ؛ فهرست افشار ، ج 2 ، 3939 : انجمن ، سال 7 ، ص 127 ؛ مجلهء آريانا ، س 12 ، ش 7 ، ص 17 - 18 .
تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 126 | مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى