ج - در فرض مذكور ، مفاد صلح ، بعد از موت مصالح ، بقوّت خود باقى است و احتياج به تنفيذ ورثه ندارد و امّا اصل مال ملك ورثهء مصالح است .
س - اگر شخصى املاك خود را به نوادگان پسرى خود كه بعضى از آنان بالغ و بعضى نابالغ بودهاند بده سير نمك مصالحه نمايد و براى خود تا سى سال حق فسخ قرار دهد و قبل از گذشت اين سى سال ، دو قطعه از همان املاك را بفروشد و قطعهء ديگرى را براى اداء ديون و مخارج بعد از فوتش وصيّت نمايد و همچنين يك قطعه از همان املاك را كه منزل مسكونى بوده پس از آن مصالحه اوّل به عروسش مصالحه نمايد ، آيا فروش اين دو قطعه و وصيّت قطعه ديگر و مصالحه آن به شخص ديگر موجب فسخ كل آن مصالحهء اوّل مىشود يا مصالحه ، نسبت به بقيّه املاك صحيح و بقوّت خود باقى است ؟
ج - در فرض سئوال كلّ مصالحه فسخ نمىشود و صلح نسبت به بقيّه به قوت خود باقى است .
س - شخصى نسبت باموالش وصيّت كرده و صلحنامهاى هم دارد كه اموالش را بزوجهاش صلح نموده و صلحنامه داراى تاريخ است و اختيار فسخ را با مصالح گذارده ولى وصيّتنامه تاريخ ندارد و يكى از ورثه اظهار ميدارد كه وصيّتنامه ، بعد نوشته شده حكم مسئله را بيان فرمائيد .
ج - با فرض آنكه در مصالحه ، اختيار فسخ داشته اگر محقّق شود كه بعد از آن ، وصيّت بر خلاف آن نموده ، كاشف از فسخ مصالحه مىباشد و بايد بوصيّت عمل شود و اگر نزاع موضوعى در بين باشد مرافعهء شرعيه لازم دارد .
احكام اموات مطابق با فتاواى سيد محمدرضا گلپايگانى — صفحة 43
مساهمون: السيد الگلپايگاني
ص٤٣