داد . « 1 »
على سلطان در سال 962 ه . ق به همراه برخى از سرداران مأمور سركوب شورش تركمانان در ناحيه استرآباد شد . « 2 » در ربيع الاول همين سال و پس از مغضوب شدن ابراهيم خان ذو القدر ، حاكم شيراز ، وى به حكومت اين شهر منصوب گرديد . « 3 »
در سال 965 ه . ق شاهطهماسب به وى ، كه در اين زمان حاكم شيراز بود دستور داد براى كمك برادرزادهاش شاهزاده سلطان حسين ميرزا ، فرزند بهرام ميرزا ، به طرف شرق ايران رفته و روانه قندهار شود ، و آن شهر را ، كه همايون ، پادشاه هند قول داده بود در صورت كمك شاهطهماسب براى بازيابى سلطنتش به ايران بدهد ، تصرف كند ، زيرا تا اين زمان كه همايون نيز از دنيا رفته بود ، هند به وعده خود وفا نكرده و اين شهر را به تصرف كارگزاران ايران نداده بود .
سپاهيان ايران به فرماندهى على سلطان ذو القدر روانه شدند اين سپاه توانست پس از شش ماه محاصره قندهار ، شاه محمد قلاتى را كه حاكم قندهار بود از شهر رانده و آن را تصرف كند . پس از آن به مدت بيست سال اين شهر در اختيار دولت ايران بود . « 4 »
در جريان محاصره قندهار على قلى سلطان مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به ديار عدم شتافت .
پسر بزرگش ، شاه ولى سلطان ، نعش پدر را به همراه سپاهيان و قشون او برداشته ، روانه مشهد شد و او را در حرم مطهر امام رضا عليه السّلام مدفون ساخت و حكومت شيراز را پس از پدر برعهده
هامش
( 1 ) - همان / 431 ؛ اسكندر بيگ منشى :
تاريخ عالمآراى عباسى 1 / 120 ؛ شاهطهماسب صفوى : تذكره / 57 .
( 2 ) - حسن بيگ روملو : پيشين / 496 ؛ اسكندر بيگ منشى : تاريخ عالمآراى عباسى 1 / 120 ؛ شاهطهماسب صفوى :
تذكره / 57 .
( 3 ) - حسن بيگ روملو : پيشين / 502 .
( 4 ) - قاضى احمد قمى : خلاصة التواريخ 1 / 396 - 397 ؛ اسكندر بيگ منشى :
پيشين 1 / 151 .