باقى شتافت و در حرم مطهر صحن نو در كنار فرزند شهيدش به خاك سپرده شد . قطعه شعرى آقاى غلامرضا صديق غريب شاعر معروف خراسان و استاد دانشگاههاى مشهد در رثاء عليرضا نيكنيان سروده است كه همچنين مبين رشادتها و دليرى مردم سلحشور و مسلمان ايران مىباشد و براى ثبت در تاريخ آورده مىشود :
ديدى ز جور چرخ چه بر حال ما گذشت * بشنو حكايتى كه بگويم چها گذشت
دشمن به خاك ميهن ما پاى تا گذاشت * از كشته پشته ساخت بهر جاى تا گذشت
گاهى به غرب حمله شد و گاه در جنوب * بس غصهها كه در دل از اين قصهها گذشت
غلطيد بس شهيد به خون خفته روى خاك * گوئى به شوش فاجعه كربلا گذشت
يعقوبوار ديده بدر مانده بود پدر * يعقوبى از در آمد و گفتا رضا گذشت
مادر در انتظار پسر بود روز و شب * غافل كه نور ديده او زين سرا گذشت
نسرين به ماتم تو كند موى خود پريش
ديگر مگو چه بر سر عبد الرضا گذشت * آنكو به خاك نعش برادر سپرده است
داند چه بر حميد و محمد رضا گذشت * بىيار شد محمد ، فاميلى و اى دريغ
فاميل را چه بر سر ازين ماجرا گذشت * بس شب شد كه تا بصبح نخفتيم و كار ما
بهر سلامت تو بذكر و دعا گذشت * چون لاله داغ بر دل ما ماند تا ابد
از ماتمى كه در غم مرگت به ما گذشت * در ماتم تو حجله سيهپوش گشتهايم
امسال عيد ما همه اندر عزا گذشت * آزار ما به كسى نرسيده است در جهان
بر ما ستم ز چرخ ندانم چرا گذشت * فتح المبين گذشت و ظفر شد آشكار
اما به خونبهاى جوانان گذشت * از پا فتاد نخل برومند قامتى
زان تير سهمگين كه زشت قشا گذشت * تو در جوار رحمت حق آرميدهاى
آگه نى چه بر سر ما زين بلا گذشت * مهين مادرت از فراقت بمرد
همىرفت و مىگفت دنيا گذشت
على جان سكندرى