بدون فرزند بود و شغلش پس از مرگ او به ميرزا محمود گرگانى معروف به وزير محول گرديد . « 1 »
على جان سكندرى
( 158 ) مشهدى - يوسف ( - 1010 ه . ق )
ميرزا يوسف خان رضوى مشهدى و به قولى يوسف دهلوى « 2 » از سادات رضوى و از نقبا و امراى پنجهزارى ( يكى از مناصب نظامى ) دوره جلال الدّين اكبر ، شاه هند ( 1014 - 963 ه . ق ) .
ميرزا يوسف خان در خدمت جلال الدّين اكبر شاه ترقى نمود و از اعتبار ويژهاى برخوردار گشت و در سال 996 ه . ق حكومت كشمير و در سال 1004 ه . ق گجرات را به تيول گرفت .
در 1005 ه . ق به اتاليقى ( اتابكى ) شاهزاده مراد بن اكبر منصوب گرديد و اكبر شاه دختر عمه خود را به عقد وى درآورد . « 3 »
وى مردى دانشدوست و ادبپرور بود چنانكه برخى از شاعران از جمله ، الفتى عراقى ( زنده 1014 ه . ق ) ، كفرى تربتى ( 1017 ه . ق ) و نوعى خبوشانى ( 1019 ه . ق ) در ملازمت او به سر مىبردند . « 4 »
او عاقبت در سال 1010 ه . ق در صوبه دكن و به قولى در جالناپور از مضافات دكن درگذشت و جنازهاش را به مشهد آوردند . « 5 » از جمله اشعار ميرزا يوسف رباعى زير است كه در رثاى مولانا عرفى شيرازى سروده است .
عرفى ، رفتى به دوست پيوستى تو * وز كشمكش زمانه وارستى تو
فردا غم دوست ، مايه دست تهيست * خوش باش كزين مايه قوىدستى تو « 6 »
از وى فرزندان زيادى باقى ماند از
هامش
( 1 ) - مهدى بامداد : پيشين 5 / 117
( 2 ) - ع . خيامپور : فرهنگ سخنوران / 660 ؛ احمد گلچين معانى ، كاروان هند 2 / 1557
( 3 ) - همان
( 4 ) - همان 1 / 85 ، 2 / 1164 ، 1473
( 5 ) - همان 2 / 1557
( 6 ) - همان 2 / 1558