جز اصفهان با اهداى پيشكشىهايى به شاه و مساعدت دولتهاى روس و انگليس بيشتر اوقات بخشهاى مهمى از جنوب و غرب ايران همچون فارس ، خوزستان ، كرمانشاهان و كردستان ، لرستان ، اراك ، بروجرد ، همدان ، گلپايگان ، محلات ، خوانسار و يزد هم ضميمه قلمرو او بود و آنها را با استفاده از نايبالحكومههايى كه خود مىگماشت اداره مىكرد . « 1 »
در سال 1303 ه . ق ظل السلطان سعى كرد شاه را راضى كند تا وى را به جاى كامران ميرزا وزير جنگ كند . « 2 » از ويژگىهاى ظل سلطان جاهطلبى بود و اغلب كسانى كه او را ديدهاند به اين خصوصيت او اشاره كردهاند . « 3 » او پس از رسيدن به حكومت در اصفهان مالهاى فراوان اندوخت و املاك و زمينهاى بسيارى را بدون توجه به رضايت صاحبان آنها در اصفهان و حومه و تهران متصرف شد . « 4 » در ابتدا ظل السلطان به خاطر امنيتى كه در قلمرو خود برقرار كرد و اطاعتى كه گردنكشان نواحى غربى ايران از او داشتند ، مورد توجه پدر واقع شد و به همين دليل شاه مناطق ديگر را نيز به قلمرو اصلى او كه اصفهان و فارس بود افزود « 5 » و با استفاده از ارتشى مركب از 21 هزار تن كه به سبك ارتش اتريش آموزش ديده بودند « 6 » بر قدرت خود افزود . اما پس از استقلال مالى و نظامى او از حكومت مركزى ، موجب سوءظنهايى شد . اينك او پس از فوت برادران
هامش
( 1 ) - عبد اللّه مستوفى : شرح زندگانى من 1 / 365 - 375 ؛ ابراهيم صفايى : اسناد برگزيده دوران قاجار / 39 ؛ محمد قزوينى :
وفيات معاصرين ، مجله يادگار ، سال 5 ش 4 و 5 / 88
( 2 ) - مهدى بامداد : شرح حال رجال ايران 4 / 84
( 3 ) - س . ج . و بنجامين : ايران و ايرانيان عصر ناصر الدّين شاه / 140
( 4 ) - پريسادمندان : ظل السلطان ، فصلنامه تاريخ معاصر ايران ، ش 13 و 14 سال 4 / 248
( 5 ) - جرج . ن . كرزن : پيشين 1 / 546
( 6 ) - همانجا ؛ حسين سعادت نورى : سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان ، مجله يادگار ، سال 5 ش 4 و 5 / 93