اوست . و در هر سالى روز عيد غدير مقرر است دو بنده كنيز يا غلام سياه از كرمان مىآوردند ، مىخرد و آزاد مىكند . « 1 »
امير علم خان شعر مىسرود و گفته شده كه وى صاحب ديوان شعرى بوده كه چاپ نگرديده است . اين چند بيت از اوست :
مثل حسين عاشقى اللّه ندارد * دارد اگر مدعى گواه ندارد
كيست كه گويد حسين غريب و وحيد است * كيست كه گويد حسين سپاه ندارد
جن و ملك بهر جانفشانى راهش * آيد و شه هيچيك نگاه ندارد
سوى علم يك نظر كن اى شه خوبان * جز سر كويت علم پناه ندارد « 2 »
در سال 1309 ه . ق در حالى كه حشمت الملك از مشهد عازم بيرجند بود در حدود گناباد براثر سكته قلبى درگذشت ، جنازه وى در دار السعاده حرم مطهر امام رضا عليه السّلام در مقبره خانوادگى به خاك سپرده شد . با مرگ امير علم خان دگرگونى و آشفتگى در حوزه قاينات و سيستان ايجاد شد . « 3 » براى برقرارى نظم منطقه و به پاس خدمات وى به پيشنهاد والى خراسان ، حكومت سيستان به پسر بزرگش على اكبر خان و حكومت قاينات به پسر دومش اسماعيل خان تفويض شد . اين در حالى بود كه آنها پيش از اين از سوى پدر نايب الحكومه اين مناطق بودند .
محمد ابراهيم خان علم پسر كوچك امير علم خان در زمان حكومت برادرش اسماعيل خان سرپرستى فوج قاينات را به عهده داشت . دخترش نواب به ازدواج پسر عمهاش حاجى عبد العلى خان ، از فرزندان امير حسن خان طبسى درآمد .
على جان سكندرى
هامش
( 1 ) - ميرزا خانلر خان اعتصام الملك :
پيشين / 319
( 2 ) - محمد حسين آيتى : پيشين / 116 ؛ على اكبر گلشن آزادى : صدسال شعر خراسان / 401
( 3 ) - محمد على منصف : پيشين / 23 - 24