رسيدند ؛ آنها حتى به كسانى كه به حرم شاهچراغ پناهنده شده بودند امان ندادند . « 1 » تقى خان از شيراز گريخت و اللهوردى خان گروهى را به تعقيب او فرستاد كه او را دستگير و نزد نادر فرستادند . جالب اين است كه ميرزا محمد كلانتر كه خود شاهد اين قضايا بوده است نامى از اللهوردى خان نبرده است ؛ به احتمالى او فرمانده اصلى نبوده است . البتّه ميرزا محمد تأييد كرده است كه قشون دولتى از خراسان و كرمان به سمت فارس حركت كردند و به حسين خان افشار سردار فارس پيوستند . « 2 » ولى نامى از اللهوردى خان نبرده است .
در سال 1158 ه . ق در خوارزم شورشهايى رخ داد و نادر برادرزادهاش عليقلى خان را به سركوب شورش و انتظام امور آن ديار فرستاد ؛ ولى چون او كم سن بود ، اللهوردى خان را در پى او فرستاد ، و به عليقلى خان دستور داد كه از صلاح ديد او بيرون نرود . « 3 » در اين لشكركشى اللهوردى خان كه از تجارب جنگى خوبى برخوردار بود فرماندهى اصلى را برعهده داشت . آنها بعد از سركوب شورشهاى منطقه به دستور نادر در شوال 1158 ه . ق از آن ديار برگشتند .
در راه برگشت اردو در منزل گوگرچين ، كنار رود جيحون اطراق كرد . در همين مكان اللهوردى خان يك روز به خيمه عليقلى خان رفت و مدتى طولانى در آنجا بود و چون وارد خيمه خود شد بعد از مدت كوتاهى درگذشت . مؤلف عالمآرا كه در آن محل حضور داشته است مىنويسد ؛ اغلب بر اين عقيده بودهاند كه عليقلى خان به اللهوردى خان پيشنهاد كرده است همراه هم عليه نادر شورش كنند اما اللهوردى خان نپذيرفت و با نصايح سعى كرد او را نيز از اين كار باز دارد . عليقلى خان از ترس اينكه خبر به گوش نادر برسد اللهوردى را مسموم كرد .
بعد از مرگ اللهوردى خان ، عليقلى
هامش
( 1 ) - محمد كاظم مروى : پيشين 3 / 955 .
( 2 ) - ميرزا محمد كلانتر : پيشين / 16 .
( 3 ) - محمد كاظم مروى : پيشين 3 / 967