شاه به تهران احضار شد . « 1 »
به هنگام غيبت نصرت الملك در خراسان و حضورش در تهران آصف الدوله شيرازى ( شهاب الملك ) سعى كرد وى را از رياست ايل تيمورى بر كنار كند و اسد اللّه خان ، پسر عموى نصرت الملك ، را جايگزين وى نمايد ؛ اما هيچ موفقيتى به دست نياورد ؛ « 2 » زيرا ايل تيمورى همچنان به نصرت الملك وفادار ماند .
در مورد روابط نصرت الملك و آصف الدوله بايد گفت كه طبق اسناد آصف الدوله ، پس از استعفاى نصرت الملك از حكومت سرخس روابط دوستانه و مسالمتآميزى بين اين دو حاكم برقرار بود و آن دو در آبادى زورآباد جام و تأسيس تلگرافخانه در سرخس باهم همكارى داشتهاند . « 3 » آصف الدوله قسمتى از املاك را به نصرت الملك واگذار كرد تا وى را به امور زراعت ترغيب نمايد تا فضاى سياسى مشهد را آرام سازد . « 4 »
ناصر الدّين شاه شخصا نصرت الملك را مىشناخت و با وى بهعنوان تنها رئيس نيرومندى كه در منطقه خراسان به حكومت او وفادار مانده است ، با كمال احترام و عطوفت برخورد مىكرد . به اين دليل تصميم گرفت او را به مشهد برگرداند و در سمت فرماندهى لشكر خراسان و حكومت جام ، باخزر و خواف ابقاء كند . اما پس از مرگ ناصر الدّين شاه روسها به بهانه اينكه وى با انگليسىها روابط پنهانى و با آنها دشمنى دارد ، كوشيدند از عزيمت او به خراسان جلوگيرى كنند . دولت ايران در ابتدا تسليم اين خواسته شد اما سرانجام پس از اينكه نصرت الملك قول داد به روسها حمله نكند با دخالت پدرزنش ركن الدوله ، والى خراسان ، اجازه يافت كه به مشهد برگردد و رياست ايل تيمورى را به عهده گيرد . او در اواخر
هامش
( 1 ) - همان / 294 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - عبد الحسين نوايى : اسناد ميرزا عبد الوهاب خان آصف الدوله / 96 ، 113 .
( 4 ) - همان / 12 .