بود و چون موفقيتى بدست نياوردند ، شخصى را تحريك كردند تا در ميان صحن مقدس مقابل ايوان طلا خنجرى « بر جنابش زد » كه به همان ضربه در 22 رجب 1100 ه . ق جان به جانآفرين تسليم نمود . 4 پيكرش در سمت شرقى صحن عتيق دفن شد و سنگ لوح كه بر مرقدش نصب شده بود و تا حدود 1333 ه . ق موجود بود ، نزديك به يك ذرع طول و نيمذرع عرض داشت و به خط ثلث نام و القاب او در آن با عنوان « المغفور السعيد المبرور الشهيد » حك شده بود . 5 ميرزا ابراهيم طبع شعرى هم داشته و اين ابيات از او نقل شده است .
شد عمرها كه مرغ دلم پاىبست تست * سررشته پريدن رنگم به دست تست
تنها نگشته گل خجل از رنگ و بوى تو * چون لاله داغ نسترن از پشت دست توست 6
پسرش ميرزا محمّد ناظر سرسلسله خاندان ناظرىها محسوب مىشود .
شرح
( 1 ) - محمّد باقر مدرس رضوى : شجره طيبه / 161
( 2 ) - همان / 150 - 152
( 3 ) - همان / 154
( 4 ) - همان / 162 ؛ عبد الحسين خاتونآبادى : وقايع السنين / 546
( 5 ) - محمّد باقر مدرس رضوى : پيشين / 161
( 6 ) - همان ( مستدركات ) / 437 اسماعيل رضايى
رضوى - ابو الحسن ( مدرس ) - جلد 1