رياست موقوفات كل ايران را به دامادش ميرزا محمد مهدى ، كه احتمالا شوهرخواهر او بود ، بدهند . شاه صفوى صدارت كل ايران را كه رياست مذهبى كل ايران را در اختيار داشت ، براى ميرزا داود در نظر گرفت ، اما او نپذيرفت و با سرودن رباعى زير ، كه مناعت طبع وى را مىرساند ، اين پيشنهاد را رد كرد .
ناقوسنواز دير گبران بودن * پاكار محله يهودان بودن
صد مرتبه خوشتر است نزد « داود » * از مبدع شرع و صدر ايران بودن 9
شاه سلطان حسين ( 1105 - 1135 ق ) هم كه او را مىشناخت اين استعفا را پذيرفت اما در سال 1110 ق ميرزا داود را به مقام توليت آستان قدس رضوى منصوب كرد و بهسوى خراسان فرستاد . ميرزا داود تا سال 1117 ق در اين شغل باقى ماند . پس از اين تاريخ به اصفهان رفت تا عازم عتبات شود . پس از بازگشت از سفر اصفهان بنا به دستور شاه مأمور شد هميشه همراه دربار شاه باشد و به جاى وى پسرش ميرزا عبد اللّه را مأمور توليت آستان قدس نمود . ميرزا داود در سال 1125 ق با خواهر شاه سلطان حسين صفوى كه شهربانو بيگم نام داشت ازدواج كرد و از آن به بعد همواره در دربار شاه به سر مىبرد 10 .
حزين سال فوت ميرزا داود را 1133 ق نوشته است 11 اما نويسنده زبور آل داود مىگويد ميرزا داود پس از 62 سال زندگى درگذشته است . 12 اگر اين عدد به سال تولد وى اضافه شود سال 1127 ق بدست مىآيد . اما گفته حزين كه معاصر و دوست او بوده است بايد به حقيقت نزديكتر باشد . ميرزا داود به گفته حزين ، در اصفهان درگذشته است 13 و سلطان هاشم ميرزا نيز نوشته است در تكيه احداثى خود در اصفهان پهلوى مقبره آقا حسين و آقا جمال خوانسارى مدفون شده است 14 .
اما خود سلطان هاشم ميرزا در جايى ديگر در شرح حال فرزندان يك جا آورده كه پسرش ميرزا عبد اللّه در قبر