چه خوش فرموده است استاد دانا * همان مرد سخنگوى توانا
همه حيران و سرگردان چو پرگار * پديدآرندهى خود را طلبكار
مرحوم نظام الدّين به سال 1337 ه . ش در مشهد دار فانى را وداع گفت . « 1 »
غلامرضا جلالى
شيخزاده - محمد جواد - جلد اول
( 62 ) شيرازى - حسين ( قرن 11 ه . ق )
ميرزا حسين خان فرزند ميرزا جانى عزتى ، « 2 » منشى دربار و شاعر سده يازدهم هجرى . پدر وى ميرزا جانى مدتى منشى ديوان انشاء شاهعباس اول ( 996 - 1038 ه . ق ) « 3 » و همچنين منشى اللّه وردى خان - حاكم فارس - بوده است . « 4 » ميرزا حسين خان نيز همانند پدرش منشى ديوان انشاء شاهعباس دوم ( 1052 1077 ه . ق ) بود . مدتى در آن شغل خدمت نمود و پس از آن كار كناره گرفت و از تعلّقات دنيوى دست برداشت و به شيوه صوفيان روى آورد عاقبت از اصفهان به مشهد آمد و تا آخر عمر در اين شهر بود تا درگذشت . « 5 »
او داراى ديوان شعر است . از اشعار اوست :
به خدا كار چو افتاد خداساز شود * گره قطره به دريا چو رسد باز شود « 6 »
فرزند او ميرزا محمد على متخلص به « جامع » نيز شاعرى صاحب ديوان بود . « 7 »
محمد جواد هوشيار
هامش
( 1 ) - دفتر يادبود خطى كتابخانه وزيرى يزد 1 / 61 .
( 2 ) - محمد طاهر نصرآبادى : تذكره نصرآبادى / 90 .
( 3 ) - آفتاب راى لكهنوى : تذكره رياض العارفين 2 / 29 .
( 4 ) - آقابزرگ تهرانى : الذريعة 9 / 715 .
( 5 ) - محمد طاهر نصرآبادى : پيشين / 90 - 91 .
( 6 ) - آقابزرگ تهرانى : پيشين 9 / 252 .
( 7 ) - محمد طاهر نصرآبادى : پيشين / 91 ؛ محمد مظفر حسين صبا : تذكره روز روشن / 209 .