مشهدى - كه در قرن يازدهم هجرى قمرى مىزيستهاند - يكى دانستهاند . « 1 »
اين شعر از اوست :
به يك كرشمه كزان چشم نيمباز كنى * هزار همچو مرا نيم كشت ناز كنى « 2 »
( 59 ) شفايى - ابو الحسن ( - 1303 ه . ق )
حاج سيد ابو الحسن متخلص به شفايى از سادات خراسان بود . او در سال 1288 ه . ق كه هنوز در قيد حيات بود ، لوح مزارش را تهيه كرد و نسب خويش را تا حضرت امام موسى بن جعفر عليه السّلام بر آن نگاشت . در رمضان سال 1303 ه . ق درگذشت و در حجره سمت چپ مقبره جودى شاعر معروف اهل بيت : واقع در صحن جديد حرم مطهر حضرت ثامن الحجج عليه السّلام مدفون گرديد و ابيات ايشان بر ازاره صفّه به شرح زير نگارش يافته است :
به حمد اللّه كه بر اين سرفراز از جان گذر كردم * بنام ايزد عجب عمرى به كام دل به سر كردم
غبار آستانش را به جاروب مژه رفتم * پس از بهر ضياء ديدگان كحل بصر كردم
ندادم تن به هجران تا سپردم جان به جانانه * ز كوى او نرفتم تا بهسوى او سفر كردم
ز شام پيرهن صد شكر در صبح كفن خفتم * تعالى اللّه شب هجران به وصل آخر سحر كردم
گشودم تا به رويش چشم ، چشم از عالمى بستم * جمالش ديده تا ديد از جهان قطعنظر كردم
فداى يار باقى شد مر آن جان و تن فانى * به عين مدعا ديدم ره و ترك اثر كردم
شفايى تا بدين در خفتهام چون كلبهم باسط * به عالم خويشتن را در وفادارى سمر كردم « 3 »
ابراهيم زنگنه
شفتى - ميرزا محمد باقر - جلد اول
هامش
( 1 ) - محمد حسن خان اعتماد السلطنه : مطلع الشمس / 723 ؛ آقابزرگ تهرانى : الذريعة 9 / 529 .
( 2 ) - محمد مظفر حسين صبا : تذكره روز روشن / 424 ؛ محمد على مصباحى نائينى : تذكره مدينة الأدب 1 / 56 .
( 3 ) - محمد على خان سديد السلطنه : سفرنامه / 238 - 239 .