در اين راه سختىهاى فراوانى تحمل نمود تا اينكه به دستور حاكم سبزوار او و چند تن از يارانش تحت پيگرد قرار گرفتند . ناگزير شبانه از سبزوار گريخت و به مشهد آمد . « 1 »
او شرح مبارزات مشروطهطلبان خراسان را طى يك منظومه به رشته تحرير كشيد :
دوستان يك حكايتى است مرا * وز خراسان روايتى است مرا
روايت از آنچه ديدم خويش * جمله گفتم به نظم بىكموبيش
شه محمد على شه ايران * مرتد دنيا و رانده يزدان
پس از آن كز جفاى آن نادان * شد خزان مجلس بهارستان
تجلى كارمند دارايى خراسان بود و به سلسله نعمت اللهى گناباد سرسپردگى داشت . در تجددنامه گويد :
طريقت را شدم طالب به دلخواه * گزيده خدمت سلطان عليشاه
ميان از فقر با صد فخر بستم * به خوان نعمة اللّه برنشستم « 2 »
تجلى اگرچه از جمله شعراى پركار است ، ولى شاعرى متوسط شمرده مىشود . در انواع قالبهاى شعرى بيشتر به مثنوى متمايل بود . « 3 » هرچند در سرودن غزل نيز مهارت داشت . « 4 »
او در اوايل « مؤمن » و بعد « تجلى » تخلص مىكرد . « 5 » سراسر زندگيش سادگى و بىتكلفى بود . وى سرانجام در سال 1319 ه . ش / 1360 ه . ق و بنا بر قولى 1368 ه . ق درگذشت و پيكرش را در صحن نو حرم رضوى دفن كردند . « 6 »
مثنوىهاى تجلى عبارت است از :
هامش
خراسان / 173 .
( 1 ) - سيد حسن امين : « تجلى سبزوارى ، مجله وحيد ، شماره 218 ؛ خانبابا مشار : مؤلفين كتب چاپى فارسى عربى 3 / 104 - 105 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - على اكبر گلشن آزادى : پيشين / 173 .
( 4 ) - حسن مرسلوند : زندگىنامه رجال و مشاهير ايران 2 / 258 .
( 5 ) - على اكبر گلشن آزادى : پيشين / 173 .
( 6 ) - عبد العلى اوكتايى : فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى 6 / 363 .