او به اتفاق شش نفر ديگر به نامهاى آرمان بهراميان ، فريد كابلى ، عليرضا سايبان ، على حيدرى ، مرتضى رضايى ، مجتبى لطفعلىزاده مهرآبادى به لقاء اللّه پيوستند . پيكرش با مساعدت آيتاللّه واعظ طبسى توليت آستان قدس رضوى در قطعه شهداى حرم رضوى در صحن جمهورى به خاك سپرده شد . 2 مدال جهانى و 4 مدال كشورى وى با احكام مربوطه پس از فوت او توسط پدرش به آستان قدس اهداء شد .
مدالهاى وى در موزه آستان قدس نگهدارى مىشود .
قطعه شعر زير از آخرين سرودههايى است كه در 19 / 12 / 76 يعنى 7 روز قبل از فوتش با عنوان « مرگ شيرين است » سروده است :
در آن هنگام * كه برگهاى رقصان ،
درختان را وداع مىگويند * برايم گودالى بكنيد
در آن هنگام * كه بسترى از برگ
براى خفتن ابديم آماده مىشود * كلاغها را به آسمان خون گرفته دعوت كنيد
در آن هنگام * كه در ميان خشخش برگها خواب خوش مىكنم
قطرات باران را * بهسوى گونههايم روانه كنيد
و آنگاه * كه در بستر خويش آرام مىگيرم
چادر پرستاره شب را * بر روى آسمان بگسترانيد
و سكوت را با من تنها گذاريد
رضا از لحاظ رفتارى و طرز تفكر ، فردى بود پرسشگر كه منتظر جواب مىماند و جواب را با درك و منطق خودش مورد ارزيابى قرار مىداد و تجزيه و تحليل مىكرد . از وقت خودش كمال استفاده را مىبرد . موقع مطالعه چنان سرگرم مىشد كه از آنچه پيرامونش مىگذشت بىاطلاع مىماند .
خستگى درس را با مطالعه درسى يا با كتابى ديگر بر طرف مىكرد . با آگاهى و با هدف مشخص رشته تحصيلى خود را