او به مدت 20 سال عهدهدار اين مقام بود ، جالب اينكه شرح جزئيات فعاليتهاى او در اين مدت در منابع ذكر نشده است . به نظر مىآيد او توانسته است بدون جنجال و رقابت ديگران در شغل خود انجاموظيفه كند . در اواخر عمر كه دچار ضعف و بيمارى شد امور صدارت در اختيار پسرش مير سيد على بود . مير اسد اللّه در سال 963 ق در شهر تبريز فوت كرد ، جسدش به مشهد منتقل و در پايين پاى حضرت مرقد امام رضا عليه السّلام دفن شد . با توجه به تصريح منابع اين دوره به دفن او در مشهد ، گفته محسن امين كه « قبر مير اسد اللّه مرعشى يكى از علماى عهد شاهطهماسب اول در اصفهان در مزار بىبى فاطمه قرار دارد » درست نيست .
مير اسد اللّه بيش از آنكه يك شخصيت سياسى باشد يك عالم دينى است .
همانطور كه گفته شد او از شاگردان ممتاز محقق ثانى بوده است و اكثر اوقات در مشاهد مقدسه به افاده علوم دينى مىپرداخت . او داراى كمالات صورى و معنوى حسن خط و انشاء بود و در علوم مختلف آثار داشت
بوداق منشى قزوينى نظر مثبتى نسبت به مير ندارد . او ضمن آنكه آغاز صدارت او را در سال 943 ق مىداند ؛ مىنويسد : « وطن او در شوشتر بود ، به نجف رفته بود كه مطالعه كند چون فترت روم شد همراه محمّد خان به وطن آمد و او را رتبه و منزلتى نبود ، شيخ على بن عبد العالى تعريف او كرده بودند . . . كه به يكبار اين منصب [ صدارت ] يافته » با توجه به اينكه بوداق منشى هم همراه محمّد خان بوده و سمت منشىگرى و لشكرنويسى عراق را برعهده داشته است احتمال مىرود بين او و مير اسد اللّه روابط خوبى برقرار نبوده است .
آثار و تاليفات او در منابع به صورت گوناگون ذكر شده است . حسن بيك روملو برخى از آنها را اينگونه معرفى كرده است : ترجمه العينية اثر خاتم المجتهدين ( محقق كركى ) به فارسى و رسالهاى در باب علامات ظهور صاحب الزمان به نام جلا العيون . و علا الملك
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص٤٠٩