قصايد و چكامههاى او در ستايش آل محمّد تاكنون گردآورى و منتشر نشده است . مرحوم شيخزاده در 71 سالگى روز 12 بهمن 1356 ه ش به رحمت ايزدى پيوست و در حرم به خاك سپرده شد . مديحه حسينى زير از سرودههاى اوست :
آمد آن روزى كه داور جلوهء ديگر كند * پرتو نور جلالش جلوه زيباتر كند
نورافشان كند ظاهر جمال خويش را * وز تجلاى جمالش عرش را زيور كند
ز آسمان قدس نور افتد دمادم بر زمين * منعكس گردد سما را رنگ نيلوفر كند
هم زمين زيبا نمايد در نظر ، هم آسمان * جلوهاى ديگر ز يكديگر به يكديگر كند
گل دمد بلبل چمد پهلوى گل چهچه زند * بيد لرزد نارون نازد صنوبر بركند
شمع سوزد برفروزد آتشافروزى كند * پر زند پروانه ز آتش بازىاش پرپر كند
رو به چرخ چارمين عيسى كند موسى به طور * پور آذر از شعف جا در دل آذر كند
جمله در رقص و طرب سرگرم و سرمست سرور * آفرين بر ساز آهنگى كه رامشگر كند
نغمهء لاهوتى داود را چون بشنود * دمبهدم احيا برقصد عود در مجمر كند
هاجر آب آرد شكر بيزد ز بيرون آسيه * با گلاب و زعفران پرورده گلپرور كند
از طرب مريم رطب آرد گذارد در طبق * سفره را ساره بيارد شير در شكر كند
وجه روحانى ببين روح القدس چون بندهاى * آستين بالا زده تا كار با قنبر كند
گوهرانه زهره زهرا در آغوش على * صد كرشمه بر پدر صد ناز بر مادر كند
حكمت حقبين كه جوهر را دهد بر جوهرى * هم زر ناب آورد تا قسمت زرگر كند
موى مشكين بوى وى با روى نيكويش بهم * حكم كلّا و القمر و الليل اذا ادبر كند
گر بشر گويم به من گويند ما هذا البشر * ور ملك خوانم گمانم نى خرد باور كند
نام شيرين حسين آمد كه مام روزگار * نام او را از حسن بگرفته مستصغر كند
از لبش بوسه محمّد وز گلويش فاطمه * روى در رويش على دستش حسن در بر كند
فاطمه در بستر ناز و به خدمت جبرئيل * بال بالينش گشوده چتر از شهپر كند