مبارزه برخواست ، با اين حال خود متهم به گرايش به صوفيه شد و ناچار به تبريز هجرت كرد و توليت مدرسه طالبيه را به عهده گرفت و به تدريس لمعه ، رسائل و معراج السعاده پرداخت .
ايشان در حدود سال 1324 ه ش به تهران رفت و حركتهاى سياسى خود را آغاز كرد و با توجه به خويشاوندى كه با واحدى داشت ، در جريان فعاليت فدائيان اسلام قرار گرفت و در مسجد مجد الدوله و مدرسه لرزاده به تدريس مشغول گرديد و در دانشگاه تهران به تحصيل الهيات مبادرت نمود و پس از مدتى در شهر رى مستقر شد و در مدرسه برهانيه به تدريس پرداخت .
در جريان نهضت ملى ، آية اللّه حكمتنيا به تبريز بازگشت و با دولت ملى همكارى نمود و مورد علاقه خاص آية اللّه كاشانى قرار گرفت و پس از كودتاى 28 مرداد خانهنشين شد و در سال 1335 در حالى كه تحت تعقيب بود به عراق ، سوريه ، لبنان ، اردن هاشمى و عربستان سفر نمود و در بازگشت به اتهام ارتباط با اخوان المسلمين مورد بازجويى ساواك قرار گرفت .
حكمتنيا در سال 1342 از تبريز به قم هجرت كرد و تا سال 45 در اين شهر اقامت داشت و از نزديك با علامه طباطبايى و شيخ مهدى حقپناه و بيت امام خمينى ارتباط داشت و در سال 1345 بار ديگر به تهران بازگشت و در دربند شميران به كار تبليغ مشغول شد و مدتى بعد از سوى آيات قم به شاهآباد ( اسلامآباد ) غرب رفت و در مدتى نه چندان طولانى توانست ميان جمعيتهاى متفرق آنجا كه از شيعه ، سنى ، بهايى ، يهودى و علىاللّهى تركيب يافته بود نقش روشنگرانه و مؤثرى به دست آورد .
آية اللّه حكمتنيا سالهاى آخر عمر خود را در مشهد سپرى كرد و به تدريس و تربيت پرداخت و در جريان انقلاب اسلامى حضور فعالى داشت و در بهمن سال 1380 چشم از جهان فروبست و در ورودى كفشدارى 10 صحن
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص١٦٩