اى جوان خدمت بزرگان كن * نفس اماره را به فرمان كن
بهر خدمت هميشه حاضر باش * گر قبولت كنند شاكر باش
مجتبى شيخ و عالم و استاد * صاحب معرفت ، قرين سداد
واجد سرّ و حكمت و ايمان * اوستاد معارف قرآن
در جوار رضا ( ع ) به فيض خفى * گشته آگه ز حكمت رضوى
برگذشت از علوم عرفانى * وز رسوم و فنون يونانى
جان سوى مطلق حقايق داشت * سر به درگاه علم صادق ( ع ) داشت
بد مربّى به جمع اهل صفا * راهآموز سرّ ملك بقا
روزگارى كه يار من بودى * متوجه به كار من بودى
روزى از روى لطف و مرحمتى * بعد شرحى و مدح و منقبتى
گفتى از گفتههاى گاه و گهى * كه نگويد كسى به سال و مهى
حاليا يك سفر به قزوين كن * قلب پاكيزه را تو تزيين كن
بين چه درياى علم و فضل و كمال * واقف رازها ز قبل سؤال
رادمردى بزرگوار و عليم * صاحب نفس مطمئن و حكيم
چون رسيدم به خدمتش حيران * شدم از آن فرشتهء انسان
در حقيقت نمونهاى ز امام * گه سجود و ركوع و گه به قيام
من ز علمش كجا توانم گفت * خاصه زان علمها كه بود نهفت
بگذرم از بيان حالت او * ندرم پردهء مقالت او
منّ و سلوى ز سفرهاش خوردم * ظرف خود پر نمودم و بردم
حافظيان سال 1351 ه ق به هند رفت و با خود عهد كرد تا زمانى كه رضا خان بر سرير قدرت است به ايران برنگردد . در هند به گشتوگذار و رياضت و عبادت روى آورد و لوح محفوظ را در پى رياضت طولانى بر روى تپه « صوفى پوره » واقع در دامنه كوه ترال كشمير ، استخراج كرد .